رفتن آن در زمين ، از آهن گداخته در زمين سست بيشتر است . » ( 1 ) تاريخ بغداد 1 / 38 از ابو الاسود دوئلى از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) : « از محبوبم رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم : عمو زادگان من شهرى در مشرق و بين دجله و دجيل و قطربل و صراة خواهند داشت . با چوب و آجر و گچ و طلا بنا ميشود . شرار خلق خدا و جبّاران امّت من در آن سكنى ميگزينند . بدانيد ! نابودى آن بر دست سفيانى خواهد بود . به خدا قسم گويا آن را ميبينم كه فرو افتاده است . » در كتاب الامام الكاظم ( عليه السلام ) سيد بغداد ، فصلى را به بررسى روايات مربوط به خرابي ، به زمين رفتن و نابودى بغداد اختصاص داديم ، و ثابت كرديم اينها توسّط پيروان بنى اميه ساخته و پرداخته شده است . سبب آن هم آن است كه حضرت امير ( عليه السلام ) خبر از ويرانى شام بر دستان فرزندشان امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) دادند ، و امويان انتقام خود را از عراق و بغداد و كوفه گرفتند ! از اين روست كه نميتوان بدان اعتماد نمود ، به خصوص آنكه نابودى بغداد را بر دست سفيانى ميداند ! البته حديث صحيحى در بين است كه دربردارندهى خبر دادن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) از بناى بغداد و مذمّت جبّاران آن است ، از جمله كشف اليقين علامهى حلي ( رحمه الله ) / 80 : « فصلى در خبرهاى غيبى اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) : يكى از آنها آن است كه حضرت امير ( عليه السلام ) خبر از ساخت بغداد و حكومت بنيعبّاس داده ، احوال آنها و نيز اينكه مغولان حكومت را از آنها ميستانند را ذكر فرمودهاند . پدرم ( رحمه الله ) آن را روايت كرده است ، و همين روايت سبب ايمن ماندن اهالى حله ، كوفه و دو مشهد شريف [ نجف و كربلا ] از قتل بوده است . » ايشان در ادامه ، ماجراى پدر و اينكه به بغداد رفت تا با هلاكو خان سخن گويد ، و از او براى حلّه و مشهدين امان گيرد . آن روايت اين است : « زوراء [ بغداد ] ، و تو چه ميدانى زوراء چيست ! زمينى با درخت گز كه بناهاى محكم در آن ميسازند و ساكنان آن بسيار خواهند بود . آنجا متصدّيان و خزانه داران خواهند بود . فرزندان عبّاس آن را وطن و محلّ دارايى خود قرار دهند . مركز لهو و خوشگذرانى آنان خواهد بود . ستم و هراس بر آنجا حكمفرماست .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٠٩
هامش
( 1 ) . التذكرة قرطبى 2 / 681 و 697 و جامع سيوطى 4 / 772