از شام به سوى او ميآيد . وقتى به بيابان ميرسند به زمين فرو ميروند . آنگاه عصائب
[ و گروههاى كم تعداد ] عراق و ابدال شام نزد او ميآيند و بيعت ميكنند . او گنجها را بيرون ميآورد ، اموال را قسمت ميكند ، و اسلام را در زمين اقتدار ميبخشد . او هفت سال -
و يا فرمودند : نه سال - خواهد زيست . »
المصنف ابن ابى شيبه 15 / 45 از ام سلمه از آن حضرت : « افرادى به تعداد اهل بدر با مردى در بين ركن و مقام بيعت ميكنند . عصائب عراق و ابدال شام نزد او ميآيند . لشكرى از اهل شام براى نبرد با آنها ميآيند ، اما چون به بيابان رسند در زمين فرو روند . آنگاه مردى از قريش - كه داييهايش كلب هستند - براى جنگ با او ميآيد . آنان با يكديگر مواجه ميشوند و خداوند اينها را شكست ميدهد . گفته ميشود : زيانكار كسى است كه از غنيمت كلب بينصيب ماند . »
مسند احمد 6 / 316 اين روايت را چنين ميآورد : « از مدينه به مكه ميگريزد . مردمى از اهل مكه به سراغ او ميآيند ، و او را در حالى كه كراهت دارد بيرون آورده ، با او بيعت ميكنند . لشكرى از شام به سوى آنان ارسال ميشود كه در بيداء به زمين فرو ميروند . مردم چون اين را ببينند ، ابدال شام و گروههاى عراق بيايند و بيعت كنند .
آنگاه مردى از قريش - كه داييهايش كلب هستند - ميآيد . آنكه در مكه است گروهى را به سوى آن ميفرستد كه بر لشكر كلب پيروز ميشوند . زيانكار كسى است كه در غنيمت كلب حضور ندارد .
او اموال را تقسيم ميكند ، و در ميان مردم به سنّت پيامبرشان رفتار ميكند ، و نه سال درنگ خواهد نمود . » ( 1 )
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به سنن ابو داود 4 / 107 و 108 ، مسند ابو يعلى 1 / 322 ، الملاحم ابن منادى / 41 ، المعجم الكبير 23 / 295 و 389 ، المستدرك 4 / 431 ، مصابيح بغوى 3 / 493 - وى آن را حديثى حسن ميشمارد - ، تهذيب ابن عساكر 1 / 62 ، المنار المنيف / 144 ، مجمع الزوائد 7 / 314 مينويسد : طبرانى آن را در المعجم الاوسط نقل ميكند و راويان آن راويان صحيحاند . حافظ ابن صديق مغربى در رد بر ابن خلدون / 504 مينويسد : او با اقرار به اينكه رجال حديث رجال صحيحين بخارى و مسلم هستند و هيچ نقد و ايرادى متوجّه آنان نيست ، ما را از ارائهى سخنان اهل نقد و نيز پرداختن به دليل صحّت حديث بينياز كرده است ، زيرا بالاترين حديث صحيح آن است كه مسلم و بخارى روايت كرده باشند ، يا آنكه بنابر شرط آنان باشد اگر چه - مانند اين حديث - آن را در كتابهاى خود نياوردهاند .