تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧

عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ، ( 1 ) اگر بخواهيم نشانه‌اى از آسمان بر آنان فرود مي‌آوريم ، تا گردن‌هايشان در برابر آن خاضع گردد . و بشر در برابر اين نشانه‌ى ربّانى سر فرود مي‌آورد ، و همه اين سؤال را خواهند داشت : مهدى كيست و اكنون كجاست ؟ ليكن پيروان شيطان مردم را با ندايى شيطانى به ترديد مي‌اندازند ، و در صدد كشتن امام ( عليه السلام ) برمي‌آيند ! اين در حالى است كه ايمان مؤمنان به اينكه اين ندا ، نداى حق و موعود است و بشارت ظهور امام زمان ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را مي‌دهد افزون مي‌گردد ، و آنها براى يارى ايشان گروه گروه مي‌آيند . و اين هنگام است كه امام ( عليه السلام ) ظهور تدريجى خويش را مي‌آغازد ، همان گونه كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرموده‌اند : « به طورى ابهام آميز ظاهر مي‌شود ، پس سخن درباره‌ى او اوج مي‌گيرد و امرش آشكار مي‌گردد . » ( 2 ) يعنى براى اينكه امر ظهور ايشان براى مردم واضح و آشكار شود ، يا اينكه مردمان را در پذيرش آن بيازمايد . غيبت نعمانى / 277 از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « قائم قيام نمي‌كند تا آنكه دوازده مرد برخيزند و همه به اتّفاق بگويند ايشان را ديده‌اند ، ولى مردمان آنان را تكذيب مي‌كنند . » اينان در ادّعاى خود راستين هستند ، اما مردم در ابتداى امر آن را نمي‌پذيرند . امام ( عليه السلام ) در اين برهه ، ممهّدان و آماده سازان يمنى و ايرانى را مأمور انجام دستورات مي‌كند و با يارانش در سرزمين‌هاى مختلف اسلامى ارتباط دارد . در همين زمان نگاه‌ها همه متوجّه حجاز است و همه در جستجوى مهدي ( عليه السلام ) ، زيرا او اهل مدينه است و نهضتش از مكه آغاز مي‌گردد . لشكر سفيانى بسيارى از بنى هاشم را در مدينه دستگير مي‌كند ، با اين اميد كه امام ( عليه السلام ) در ميان آنان باشند . همزمان در مناطق اسلامى سخن از مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) و نداى جبرئيل ( عليه السلام ) است ، كه خود در مقدّمه

هامش
( 1 ) . سوره‌ى شعراء / 4
( 2 ) . بحار 53 / 3
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 577 | الشيخ علي الكوراني العاملي