تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

شيعيان را بيازمايد . اى زراره ! آن هنگام [ غيبت و امتداد آن ] است كه باطل گرايان دچار ترديد مي‌شوند . عرض كردم : فدايت شوم اگر آن زمان را درك كردم چه كنم ؟ فرمودند : اى زراره ! اگر آن دوران را درك كردى اين دعا را بخوان : اللّهمّ عرّفنى نفسك ، فإنّك إن لم تُعرّفنى نفسك ، لم أعرف نبيّك ، اللّهمّ عرّفنى رسولك ، فإنّك إن لم تُعرّفنى رسولك ، لم أعرف حجّتك ، اللّهمّ عرّفنى حجّتك ، فإنّك إن لم تُعرّفنى حجّتك ، ضللت عن ديني . آنگاه فرمودند : اى زراره ! به ناچار پسرى را در مدينه خواهند كشت ، گفتم : فدايت شوم لشكر سفيانى او را مي‌كشند ؟ فرمودند : نه ، لشكر بنى فلان به مدينه مي‌آيند ، او را دستگير كرده مي‌كشند ، و چون به ظلم و عدوان او را مي‌كشند ديگر مهلت داده نمي‌شوند ، پس در اين هنگام انتظار فرج را داشته باشيد ان شاء الله . » ( 1 ) الفتن 1 / 323 از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « سفيانى به كسى كه با لشكرش به كوفه رفته و آن را همانند پوست ساييده ، نامه‌اى مي‌نويسد و فرمان مي‌دهد به حجاز رود . او هم به مدينه مي‌آيد و شمشيرش را در ميان قريش قرار مي‌دهد و از آنان و انصار چهارصد مرد را مي‌كشد ، شكم‌ها را مي‌درد و فرزندان را مي‌كشد . او خواهر و برادرى از قريش را كه فاطمه و محمد نام دارند مي‌كشد و بر در مسجد به دار مي‌آويزد . » نگارنده : آنچه در اين گزارش آمده كه لشكر سفيانى از عراق مي‌آيند ، قابل قبول نيست ، چرا كه آنها از شام مي‌آيند . همو از ابو رومان از آن حضرت : « سفيانى لشكرى را به مدينه مي‌فرستد كه به هركسى از آل محمد دست يابند او را دستگير مي‌كنند ، و مردان و زنانى از بنى هاشم را مي‌كشند . در اين هنگام مهدى و منصور از مدينه به مكه مي‌گريزند ، او هم در پى آنان - كه به حرم خدا و امن او رسيده‌اند - مي‌فرستد . » تفسير عياشى 1 / 65 از امام باقر ( عليه السلام ) روايت مي‌كند : « سفيانى با يارانش ظاهر مي‌شوند و تا

هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به غيبت نعمانى / 166 و 177 ، كمال الدين 2 / 342 ، 346 و 481 با چند طريق ، دلائل الامامة / 293 ، غيبت طوسى / 202 و . . .