تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

نفس زكيه كه در مدينه به شهادت مي‌رسد از ياران حضرت مهدي ( عليه السلام ) است

كتاب سليم / 197 مي‌نويسد : « از نامه‌هاى حضرت علي ( عليه السلام ) به معاويه : اى معاويه ! رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) به من خبر داده اند كه بنى اميه محاسن مرا از خون سرم رنگين مي‌كنند و من به شهادت مي‌رسم . . . مردى از نسل تو شوم ، ملعون ، جلف ، جفاكار ، وارونه دل ، خشن و سخت است و خداوند رأفت و رحمت را از دل او كنده . دايي‌هايش از كلب هستند و گويا او را مي‌نگرم . اگر مي‌خواستم نام و صفت او و نيز اينكه چند سال دارد را مي‌گفتم . او لشكرى به مدينه مي‌فرستد كه بدان وارد مي‌شوند . كشتار و فحشاء بسيارى به راه مي‌اندازند . مردى از فرزندان من - كه پاك و منزّه است و زمين را از عدل و داد آكنده مي‌سازد ، همان سان كه از ستم و جفا پر شده - از آنان مي‌گريزد . من نام ، نشانه و سنّ او در آن روز را مي‌دانم . او از فرزندان پسرم حسين است كه پسرت يزيد او را مي‌كشد . او خون‌خواه پدرش است . پس به سوى مكه فرار مي‌كند . رئيس آن لشكر مردى پاك و بى گناه از فرزندان مرا در كنار احجار الزيت خواهد كشت . . . » الفتن 1 / 324 از كعب : « مدينه مباح شمرده مي‌شود [ و هر كارى بخواهند در آن انجام مي‌دهند ] ، و نفس زكيه به قتل مي‌رسد . » همان 1 / 329 از ابن‌مسعود : « لشكرى روانه مدينه مي‌شود كه بين حماوين در زمين فرو مي‌روند ، و نيز نفس زكيه به قتل مي‌رسد . » كافى 1 / 337 از زراره روايت مي‌كند : « امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : آن پسر پيش از آنكه قيام كند غيبتى خواهد داشت ، عرضه داشتم : چرا ؟ فرمودند : مي‌هراسد - و با دست به شكم خود اشاره كردند [ كنايه از كشته شدن ] - . در ادامه فرمودند : اى زراره ! او منتظر است . و هموست كه مردم در ولادتش شك مي‌كنند ، برخى مي‌گويند : پدرش بدون آنكه فرزندى باقى گذارد از دنيا رفت ، گروهى مي‌گويند : پدرش از دنيا رفت و او در شكم مادر بود و برخى هم مي‌گويند : او دوسال پيش از فوت پدر به دنيا آمد و همان منتظَر است . خداى عزوجل دوست دارد