تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
فرود آمد كه بر آن نان ، ماهى و كرفس بود ، آن دو خوردند و نماز عصر را به جا آوردند ، بعد با او وداع كرديم و ديدم كه در ميان ابرها به طرف آسمان مي‌رود . . . ذهبى اين روايت را در احوال يزيد بن يزيد بلوى آورده و مي‌گويد : خبرى باطل است . بخارى نقل مي‌كند : از ابن‌مسعود و ابن عباس روايت شده كه الياس همان ادريس است . ابن حجر گويد : عبد بن حميد و ابن حاتم روايت ابن‌مسعود در اين رابطه را با سندى شايسته آورده‌اند ، ليكن روايت ابن عباس توسط جويبر از ضحاك از وى نقل شده كه سندش ضعيف مي‌باشد ، لذا بخارى نسبت به آن قاطعيتى ندارد . برخى ديگر هم گفته‌اند : الياس از بني‌اسرائيل بود . » سيوطى در الدرالمنثور 4 / 240 مي‌نويسد : « حارث بن ابى اسامه در مسند خود با سندى ضعيف از انس نقل مي‌كند [ و همان روايت اجتماع خضر و الياس در كنار سدّ ذوالقرنين را مي‌آورد ] . . . ابن عساكر از ابن ابى داود نقل مي‌كند : الياس و خضر رمضان را در بيت‌المقدس روزه مي‌دارند . هر سال حج مي‌گزارند ، و از زمزم چنان مي‌نوشند كه تا سال آينده و همان موسم برايشان كافى باشد . عقيلي ، دارقطنى در الافراد و نيز ابن عساكر از ابن عباس روايت مي‌كنند : پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : خضر و الياس در هر موسمى جمع مي‌شوند ، و هريك سر ديگرى را مي‌تراشد ، و با اين جملات از يكديگر جدا مي‌شوند . . . ابن عباس گويد : هر كسى اين جملات را صبح و شام سه بار بگويد خداوند او را از غرق شدن ، سوختن ، دزدي ، شياطين ، سلطان ، مار و عقرب نگاه مي‌دارد . » زمخشرى در ربيع الابرار 1 / 330 از مقاتل نقل مي‌كند : « چهار تن از پيامبران زنده‌اند ؛ عيسى و ادريس در آسمان ، الياس و خضر در زمين ، الياس در خشكى است و خضر در دريا . » فتح البارى 7 / 342 مي‌نويسد : « ابن تين كه گفته الياس پيامبر نيست ، سخنى عجيب بر زبان رانده است ، او مبناى سخن خود را گفتار كسانى قرار داده كه او را زنده مي‌دانند ، كه مطلبى ضعيف است . اما اينكه او پيامبر نيست باطل است ، زيرا قرآن عظيم مي‌فرمايد :