تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
مي‌آورند و از زمزم چنان مي‌نوشند كه تا سال بعد براى آنها كافى باشد . » الاصابة 2 / 251 همين گزارش را از انس نقل مي‌كند و مي‌نويسد : « عبد الرحيم و ابان [ كه در سند آن هستند ] متروك الروايه‌اند . » مناوى در فيض القدير 3 / 672 در شرح آن مي‌نويسد : « مقصود آن است كه اكثر مدّت اقامت آن دو در خشكى يا درياست . الياس به كسر همزه از أيس مي‌آيد كه به معناى خدعه ، نيرنگ و اختلال عقل است ، يا اينكه از باب إفعال باشد و به معناى شجاعى كه فرار نمي‌كند ، ابن انبارى چنين گفته است . سهيلى مي‌گويد : صحيح آن است كه الياس مقابل اميد است ، و الف و لام آن براى تعريف آمده و همزه‌ى آن همزه‌ى وصل است ، گرچه برخى آن را قطع گرفته‌اند . » نگارنده : سخنان اينان در مورد اسمى عبرى كه اصل آن سريانى است تكلّف و تير در تاريكى انداختن است . مناوى در ادامه مي‌نويسد : « آن دو هر شب در كنار سدّى كه ذوالقرنين ميان مردم و يأجوج و مأجوج بنا كرد جمع مي‌شوند ، و هر سال حج و عمره به جا مي‌آورند ، و از زمزم چنان مي‌نوشند كه تا سال بعد براى آنها كافى باشد ، و تمام غذايشان همين است . گويا اين قسمت آخر از قلم مصنف افتاده است . اين حديث ضعيف است ، ليكن ضعف آن بدين وسيله كه با الفاظى متفاوت و از چند طريق نقل شده‌است جبران و تقويت مي‌شود ، از جمله آنكه در المستدرك از انس بن مالك نقل مي‌كند : در سفرى با پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بوديم و در منزلى فرود آمديم ، ناگهان مردى را ديدم كه ندا مي‌كند : خدايا ! مرا از امّت محمد - كه مرحوم و آمرزيده‌اند و توبه‌شان را پذيرفته‌اى - قرار ده ، من نگاه كردم و ديدم مردى است كه بيش از سيصد ذراع طول اوست ، او گفت : تو كيستي ؟ گفتم : انس خادم پيامبر ، پرسيد : او كجاست ؟ گفتم : سخنت را مي‌شنود . او گفت : بر او سلام برسان و بگو برادرت الياس سلامت مي‌رساند . من آمدم و خبر را به آن حضرت رساندم ، ايشان هم آمدند و الياس را در آغوش گرفتند ، سپس نشستند و سخن آغاز كردند ، او گفت : يا رسول الله ! من در سال تنها يك بار غذا مي‌خورم ، و امروز آن روز است ، پس بيا با هم غذا بخوريم . در اين هنگام سفره‌اى از آسمان