تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

كه زمين را از عدالت مي‌آكند ، همان سان كه از جور پر شده است ، در ادامه قحطانى به حكومت خواهد رسيد ، و قسم به آنكه مرا به حق فرستاد او كمتر از مهدى نيست . » ! نكاتى چند 1 . نگارنده : اينكه سند روايت ابو صالح از ابن عباس را تضعيف كرده‌اند بي‌اساس است ، زيرا اين روايت صحيح السند است . ليكن اينان دروغ پردازى كعب‌الاحبار درباره‌ى بازگشت ظلم بعد از امام مهدي ( عليه السلام ) را ترجيح داده‌اند ، و علّت اين بازگشت هم آن است كه روميان در فتح قسطنطنيه او را به قتل خواهند رساند ! البته اينكه به وجود دوازده مهدى پس از امام مهدى موعود ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) اعتراف كرده‌اند از قبح تن دادن به دروغ كعب نمي‌كاهد ! 2 . ممكن است كسى بگويد : اهل‌بيت ( عليهم السلام ) از سخن گفتن در مورد نام امام زمان ( عليه السلام ) و وقايعى كه بعد از ايشان رخ خواهد داد امتناع مي‌ورزيده‌اند ، شيخ مفيد در ارشاد 2 / 382 از جابر جعفى از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « عمر بن خطاب به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) گفت : نام مهدى چيست ؟ ايشان فرمودند : حبيبم ( صلى الله عليه وآله ) با من عهد فرموده كه تا زمانى كه خداوند او را مبعوث نكرده سخنى از نامش نگويم ، عمر گفت : از اوصافش بگو ، ايشان فرمودند : او جوانى است ميان بالا ، با چهره و مويى زيبا كه بر شانه‌هايش فرو مي‌ريزد ، و نور صورتش سياهى موهاى سر و محاسنش را تحت الشعاع قرار مي‌دهد ، پدرم فداى پسر برگزيده‌ى كنيزان . » كمال الدين 1 / 77 نيز از عبدالله بن حارث روايت مي‌كند : « خدمت حضرت امير ( عليه السلام ) عرض كردم : يا اميرالمؤمنين ! درباره‌ى وقايعى كه بعد از قائم شما رخ مي‌دهد بفرماييد ، ايشان فرمودند : اى پسر حارث ! سخن از اين مطلب به خود او واگذار شده است ، و رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) با من عهد كرده كه در اين باره تنها به حسن و حسين بگويم . » ( 1 ) جواب اين برداشت آن است كه احتمال مي‌رود اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به جهت شرائط موجود جواب عمر را به تفصيل نداده باشند ، و يا اينكه مقصود از زمان مبعوث نمودن ، ميلاد ايشان باشد

هامش
( 1 ) . و نيز اثبات الهداة 3 / 459