و اين مطلب با تفاصيلى كه از امامان معصوم ( عليهم السلام ) در مورد حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) رسيده است و خود ، مصلحت را در بيان آن ديدهاند ، منافاتى ندارد .
3 . ممكن است گفته شود : خاتون آبادى در اربعين / 203 از امام صادق از پدرانش از حضرت امير ( عليهم السلام ) چنين نقل ميكند : « اسلام و سلطان عادل دو برادرند كه هيچ يك از آنها جز با ديگرى سامان نپذيرد . اسلام اساس است و سلطان عادل نگاهبان . آنچه اساس و پايه نداشته باشد منهدم ميشود ، و آنچه نگاهبان نداشته باشد تباه ، لذا چون قائم ما برود اثرى از اسلام باقى نميماند ، و با از ميان رفتن اسلام دنيا از بين ميرود . »
جواب از اين سؤال آن است كه قائم در اين حديث به معناى امام مهدى منتظر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) نيست ، بلكه به معناى امام حاكمى است كه از ميان ذريهى اهلبيت ( عليهم السلام ) حكومت را به دست ميگيرد ، از اين رو منافاتى با امتداد دولت اهلبيت ( عليهم السلام ) تا قيامت ندارد .
جنايت كعبالاحبار و راويان سرسپردهى دستگاه خلافت در تحريف چهرهى آينده
در فصل مربوط به دجّال برخى اعمال دين ستيزانهى وى و شاگردانش گذشت ، و گذشت كه آنان اكاذيب خود پيرامون دوران بعد از امام عصر ( عليه السلام ) را از تلمود و ديگر بافتههايشان در فرهنگ مسلمين تزريق كردند ! آنان بدعتهاى يهود و تخيلاتشان را با بشارت نبوى به حضرت مهدى و مسيح ( عليهما السلام ) در هم آميختند !
از ديگر دروغ پردازيهايشان موضوعاتى چون دجال ، فتح قسطنطنيه و علائم قيامت است !
به عنوان نمونه مواردى ذكر ميشود :
الفتن 2 / 457 از كعب : « منصور مهدى است و اهل آسمان و زمين و مرغان هوا بر او درود ميفرستند . او بيست سال درگير جنگهايى با روميان و ديگران خواهد شد ، و بعد در نبرد بزرگ به همراه دو هزار نفر از يارانش - كه همه امير و پرچمدارند - به شهادت خواهد رسيد ، مسلمانان پس از مصيبت رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به مصيبتى سختتر از آن دچار نميشوند . »
همان 1 / 401 از عبداللهبنعمرو عاص : « جابر خواهد آمد ، سپس مهدي ، بعد از او منصور ،