تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣

ما با ساير مذاهب است دريابيم ، و همين كار را نيز كرديم و نيكو بيان داشتيم ، و چون ديگران اين اعتقاد را نداشتند با اين عنوان از آنها جدا شديم . مرحوم بياضى در ادامه مي‌نگارد : اين روايت خبر واحد است و بيش از ظن را نمي‌رساند ، و مسأله‌ى امامت با علم و يقين است كه به اثبات مي‌رسد . از سويى ديگر اگر پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) اسامى اينان [ يعنى كسانى كه بعد از حضرت مهدي ( عليه السلام ) خواهند آمد ] و اوصافشان را بيان نكرده باشند - و طبق فرض ما بايد آنها را بشناسيم - بايد ملتزم شويم كه تأخير بيان از وقت حاجت لازم آيد . ( 1 ) به علاوه آنكه اين روايت شاذ و نادر است و با امر مسلم و مشهور نمي‌تواند معارضه داشته باشد . اگر كسى بگويد : ميان اين دو مطلب [ امامان دوازده نفرند با امكان افزايش آنان ] تنافى نيست ، زيرا نهايت امرى كه در روايات آمده آن است كه دوازده خليفه پس از من [ پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ] خواهند بود ، امامان پس از من به تعداد نقيبان بني‌اسرائيل‌اند و امثال اين روايات . در پاسخش گوييم : اگر اين امر [ افزايش ] ممكن باشد بيهوده گويى و كتمان حقيقت لازم آيد . علاوه بر آنكه در اكثر روايات سخن از نه امام از نسل امام‌حسين ( عليه السلام ) به ميان آمده است كه مي‌بايست مبتدا را در خبر حصر كرد [ و چنين نتيجه مي‌دهد كه پس از امام‌حسين ( عليه السلام ) تنها نه امام خواهند بود ] . ديگر آنكه اينان نه در تورات ياد شده‌اند و نه در اشعار قس و ديگر آثار [ بر خلاف امامان دوازده گانه كه در آنها ياد شده‌اند ] . رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) خبر ندادند كه در شب معراج اينان را ديده‌اند [ در حالى كه خبر از مشاهده‌ى امامان دوازده گانه داده‌اند ] . هنگامى كه آن حضرت امامان دوازده گانه را شمردند به امام حسن ( عليه السلام ) فرمودند : زمين از ايشان خالى نخواهد شد و مقصود ايشان زمان تكليف است ، حال اگر پس از ايشان امامانى

هامش
( 1 ) . يعنى زمانى كه مردم نيازمند شناخت آنها بوده‌اند بيان نشده و به دوران‌هاى پسين موكول گرديده است ، و اين از شأن آن حضرت به دور است . م