3 . سپر حكمت را در بر دارد و آن را با تمام آداب فرا گرفته است
نهجالبلاغة صبحى صالح / 263 خطبهى 182 : « او سپر حكمت را در بر دارد و آن را با تمام آداب - كه روى آوردن بدان و شناخت آن و تنها بدان همت گماردن باشد - فراگرفته است . حكمت گمشدهى اوست كه به دنبال آن ميباشد ، و حاجتى است كه آن را ميجويد . ( 1 ) چون اسلام غريب و مانند شترى شود كه [ از فرط خستگى ] دم خود را به حركت در آورد و گردنش را به زمين بچسباند ، او نيز غريب خواهد شد . او باقى ماندهاى از حجتهاى باقى ماندهى خدا و جانشينى از جانشينان انبياست . » ابن ابى الحديد در شرح خود 10 / 95 مينويسد : « هر گروهى اين سخن را بر حسب اعتقاد خود تفسير ميكند . شيعيان بر اين پندارند كه مقصود از آن مهدى منتظرِ نزد آنهاست . صوفيه گمان ميكنند كه مقصود ولى خدا در زمين است . بنابر اعتقاد صوفيان دنيا از ابدال كه چهل نفرند ، و اوتاد كه هفت نفرند ، و قطب كه يك نفر است ، خالى نخواهد شد . اگر قطب بميرد ، يكى از اوتاد جانشين او خواهد شد ، و يكى از ابدال به جاى او در اوتاد قرار ميگيرد و يكى از اولياء كه برگزيدهى خداست ، به جاى او در ميان ابدال قرار خواهد گرفت . اما ما خود بر اين باوريم كه خداوند تعالى امت را از جماعتى از مؤمنين آگاه به عدالت و توحيد - كه اجماع علماء به اعتبار وجود سخن آنها حجّت است ، اما از آنجا كه آنها را نميتوانيم بشناسيم اجماع همه را حجت ميدانيم - خالى نخواهد گذاشت . اصحاب ما ميگويند : كلام اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به اين دسته از عالمان به اين اعتبار كه آنان گروه و جماعتى هستند نظر ندارد ، بلكه به وصف يك يك آنان اشاره دارد .