تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
خدمت امام صادق ( عليه السلام ) آمدم و سلام كردم . ايشان به من فرمودند : آيا كسى به همراه تو بود ؟ گفتم : آري ، فرمودند : مشغول به صحبت بوديد ؟ عرض كردم : بلي ، شخصى از مغيريه [ پيروان مغيرة بن سعيد ] با من بود . امام ( عليه السلام ) فرمودند : او چه مي‌گفت ؟ گفتم : بر اين باور بود كه محمد بن عبدالله بن حسن قائم است ، و دليل او آن بود كه نام او نام پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) است و نام پدرش نام پدر آن حضرت . من به او گفتم : اگر به اسامى استناد مي‌كني ، در فرزندان امام‌حسين ( عليه السلام ) هم محمد بن عبدالله بن على است . او گفت : اين يك كنيز زاده است و محمد بن عبدالله بن حسن فرزند زنى آزاد . امام ( عليه السلام ) فرمودند : چه جوابى به او دادي ؟ عرضه داشتم : جوابى نداشتم . فرمودند : آيا ندانستيد كه او - يعنى قائم ( عليه السلام ) - فرزند زنى اسير است . » در جلد سوم جواهر التاريخ درباره‌ى مهدى بنى حسن مطالبى گذشت و گذشت كه ترجيح داديم وى يا مهدى عباسيان دچار لكنت زبان بوده است و لذا نمي‌توانسته سخنش را برساند و با دست بر ران خود مي‌زده است . از اين رو در اوصاف مهدى اين مطلب را افزودند تا بر مهدى خودشان منطبق باشد ! ( 1 )

8 . عباسيان بر پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) دروغ بسته ، مهدى را از خود انگاشتند !

تاريخ بغداد 2 / 63 از ابن عباس نقل مي‌كند : « ام فضل دختر حارث هلاليه برايم نقل كرد : از كنار پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) كه در حجر اسماعيل بود مرور كردم ، ايشان فرمودند : اى ام فضل ! تو پسرى در رحم داري . عرض كردم : اى رسول‌خدا ! چگونه ممكن است ، و حال آنكه قريشيان قسم خورده‌اند سراغ زنان نروند ؟ ! فرمود : مطلب همان است كه گفتم ، وقتى وضع حمل كردي ، نوزاد را پيش من بياور ! ام فضل مي‌گويد : بعد از زايمان ، نوزاد را خدمت رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) بردم . در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و فرمودند : نزد [ عباس ] پدر خلفاء برو و او را بياور . من هم
هامش
( 1 ) . الفتن 1 / 365