تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

گفته‌اند ، چنان كه در تهذيب التهذيب 4 / 54 مي‌بينيد . خود البانى نيز چند جا به اختلاط وى اعتراف نموده است ، از آن جمله در سلسلة الاحاديث الضعيفة 3 / 393 و سلسلة الاحاديث الصحيحة 2 / 647 ، با اين وجود چگونه صحيح است ؟ ! لذا البانى مي‌بايست اين حديث را تنها در سلسلة الاحاديث الضعيفة مي‌آورد . ( 1 ) نگارنده : در پاسخ ابن تيميه و البانى همين كافى است كه بگوييم : چرا امام شما معاويه ، كه از طرف پروردگارش هدايت شده و مهدى است ، نتوانست زمين را پر از عدل و داد كند ؟ !

موسى بن طلحه ، دومين مدّعي

عايشه برنامه ريزى كرده بود كه خلافت پس از پدرش در بنى تيم باقى بماند ، گزينه‌ى نخست برادرش عبدالرحمن بن ابى بكر بود و گزينه‌ى دوم طلحة بن عبيدالله پسر عمويش ! ولى او و طلحه با مرگ مسمومانه و ناگهانى ابوبكر و وصيت به عمر مواجه شدند . لذا طلحه با عصبانيت نزد ابوبكر آمد و با اعتراض گفت : « حال كه بر ما اين خشن تندخو را خليفه كردي ، به پروردگارت چه پاسخ خواهى داد ؟ و ابوبكر گفت : آيا مرا به خدا مي‌ترساني ؟ به او مي‌گويم : بهترين بنده‌ات را بر ايشان گماشتم . » ! ( 2 ) اما به رغم خلافت عمر ، عايشه نااميد نشد و ادامه داد ، تا آنكه توانست طلحه را در شوراى صورى شش نفره كه حق وِتو از آنِ عبدالرحمن بن عوف بود ، داخل كند ! ليكن در دوران عثمان ورق برگشت ، لذا عايشه در مقابل او برخاست و شعارهاى شديدى بر ضدّ او داد و مردم را به عزل و قتل او دعوت كرد . او برنامه ريزى كرده بود كه چون عثمان كنار رود طلحه در جاى او قرار گيرد ! ولى با بيعت صحابه با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مواجه شد . از اين رو سراپايش را خشم فراگرفت و جنگ جمل را به راه انداخت . اما در اين مصاف هم او ، هم طلحه و هم شوهر خواهرش زبير باختند . در دوران معاويه عايشه جنگى نرم را بر ضدّ او شروع كرد ، ولى بعدها به همراه برادرش عبدالرحمن

هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به تحقيق سقاف بر كتاب دفع شبه التشبيه بأكفّ التنزيه ابن جوزى / 235
( 2 ) . منهاج السنة 2 / 170 چاپ بولاق كه البته چاپ‌هاى بعدى آن به دست وهابيان تحريف شده است ! ر . ك به 6 / 155 و 349 و 7 / 461 از برنامه‌ى كامپيوترى آثار ابن تيميه