تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
از ابو اسحاق سبيعى منقول است كه معاويه را ياد كرد و گفت : اگر او - يا روزگارش - را درك مي‌كرديد ، مي‌گفتيد : او مهدى است . » ابن تيميه با اين كار گواهى امامش عبدالله‌بن‌عمرو عاص را نسبت به اينكه معاويه هيچ گونه كرامتى ندارد ، چه برسد به آنكه مهدى خوانده شود ، رد كرده است ! ابن طاووس در الملاحم و الفتن / 326 مي‌نويسد : « عبدالله‌بن‌عمرو عاص مهدى را ياد كرد . مردى عرب گفت : او معاويه است ! عبدالله گفت : نه ، او هيچ كرامتى ندارد ، بلكه مهدى كسى است كه عيسى بن مريم بر او فرود مي‌آيد . » حافظ سقاف در تناقضات الالبانى الواضحات 2 / 229 مي‌گويد : « البانى حديث عبدالرحمن بن ابى عميره را به صورت مرفوع چنين آورده است : خدايا ! او را هادى مهدى قرار ده و به وسيله‌ى او هدايت گردان ، و مقصود وى معاويه است . » اين گزارش به چند دليل ، صحيح نيست : اول : حافظ ذهبى در سير اعلام النبلاء 3 / 132 از اسحاق بن راهويه روايت مي‌كند : هيچ فضيلتى از زبان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) براى معاويه صحيح نيست . دوم : محدّثان آگاه ، تصريح دارند كه اين حديث صحيح نيست . ابو حاتم رازى - همان گونه كه پسرش در علل الحديث 2 / 362 آورده - مي‌گويد : عبدالرحمن بن ابى عميره اين حديث را از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نشنيده است . حافظ ابن حجر در تهذيب التهذيب 6 / 220 به نقل از حافظ ابن عبد البر مي‌آورد : عبدالرحمن بن ابى عميره از صحابه نبوده و سند آن صحيح نيست . سوم : سندهاى اين حديث همه به سعيد بن عبد العزيز ، از ربيعة بن يزيد ، از عبدالرحمن بن ابى عميره باز مي‌گردد ، و سعيد بن عبد العزيز هم‌چنان‌كه البانى اقرار و اعتراف كرده ، دچار اختلاط شده است . البته البانى بر اين باور است كه جماعتى ديگر نيز آن را نقل كرده‌اند ، ليكن در اين ادّعا صادق نيست ، زيرا كسى كه مراجعه كند ، مي‌يابد كه همه‌ى نقل‌ها به سعيد بن عبد العزيز بر مي‌گردد و همان طورى كه ابو مسهر گفته مختلط است . علاوه بر ابو مسهر ابو داود و يحيى بن معين نيز چنين