تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

هارون قرار داد نه موسي ، و كسى حق نداشت بپرسد كه چرا خدا اين كار را كرد . امامت ، جانشينى خداى عزوجل در زمين است و كسى حق ندارد بپرسد چرا خدا آن را در صلب امام حسين ( عليه السلام ) قرار داد ، چون خداى تبارك و تعالى در كارهايش حكيم است ، لايُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ ( 1 ) ، از آنچه مي‌كند پرسيده نمي‌شود و [ لى ] آنان پرسيده مي‌شوند . » ( 2 ) البته اين روايت كه دلالت بر انتخاب و اختيار الهى دارد با روايتى كه مرحوم عياشى در تفسير خود 2 / 72 نقل مي‌كند ، منافاتى ندارد . « ابو عمرو زبيرى گويد : خدمت امام صادق ( عليه السلام ) عرض كردم : چرا امامت از نسل امام حسن ( عليه السلام ) بيرون رفت و در نسل امام‌حسين ( عليه السلام ) قرار گرفت ؟ حضرت فرمودند : وقتى كه امر الهى [ شهادت ] بر امام‌حسين ( عليه السلام ) فرا رسيد ، جايز نبود كه امامت را به فرزندان برادرش را بسپارد و به آنان وصيت كند ، خداوند مي‌فرمايد : وَأُولُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللهِ ( 3 ) ، و خويشاوندان نسبت به يكديگر [ از ديگران ] در كتاب خدا سزاوارترند ؛ فرزندان او از جهت رحِم به او نزديكتر بودند تا فرزندان برادرش و نيز شايسته‌تر به امامت . اين آيه فرزندان امام حسن ( عليه السلام ) را از آن خارج كرد و امامت در نسل امام‌حسين ( عليه السلام ) قرار گرفت و اين آيه براى آنان حكم نمود ، پس تا روز قيامت امامت در آنهاست . » آرى اين حديث منافاتى با اختيار الهى ندارد ، و بر اين دلالت مي‌كند كه خداوند اختيار و انتخاب خود را بر طبق اولويت رحِم در ارث قرار داده است .

معاويه ، نخستين مدّعى مهدويت !

الفتن 1 / 370 به نقل از وليد بن هشام معيطى از ابان بن وليد آورده است : « شنيدم ابن عباس نزد معاويه گفت : خدا مهدى را از ميان ما اهل‌بيت برمي‌انگيزد . » نگارنده : ادعاى مهدويّت توسّط معاويه براى مقابله با بنى هاشم بود !
هامش
( 1 ) . سوره‌ى انبياء ( عليهم السلام ) / 23
( 2 ) . و نيز معانى الاخبار / 126 ، خصال / 304 ، مناقب ابن شهر آشوب 1 / 283 ، مجمع البيان 1 / 200 ، ارشاد القلوب / 421 ، تأويل الآيات 1 / 77 و اثبات الهداة 1 / 645
( 3 ) . سوره‌ى انفال / 75