بهترين مطلبى كه در ردّ اينان يافتم ، پاسخى است كه آقاى ميلانى در مجلهى تراثنا 43 / 59 ميدهند ، و اينك خلاصهى آن : « الف . تنها كسى كه اين روايت را آورده است ابو داود است و هيچ يك از حديث نگاران نه پيش از او و نه پس از او آن را نقل نكردهاند . ب . در نقل اين حديث از ابو داود اختلاف است . جزرى شافعى متوفّاى 833 در اسمى المناقب ميگويد : صحيحتر آن است كه مهدى از نسل حسين بن على است ، زيرا اميرالمؤمنين علي ( عليه السلام ) بر آن تصريح كردند ، همچنانكه استاد ما عمر بن حسن رقى كه در زمان خود رحّاله ( 1 ) بود خبر داد كه استاد او ابو الحسن بخاري ، از عمر بن محمد دارقزي ، از ابوبدر كرخي ، از ابوبكر خطيب ، از ابو عمر هاشمي ، از ابو على لؤلؤي ، از ابو داود حافظ نقل ميكند : هارون بن مغيره ، از عمر بن ابى قيس ، از شعيب بن خالد ، از ابو اسحاق روايت كرد : علي ( عليه السلام ) به پسرش حسين نگاه كرد و . . . ابو داود در سنن خود اينچنين روايت نموده و چيزى نگفته است . ج . حديث منقطع ( 2 ) است و حجيتى ندارد . زيرا ابو اسحاق سبيعى آن را از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل ميكند و همان گونه كه منذرى تصريح نموده روايت او از آن حضرت ثابت و معلوم نيست . او هنگام شهادت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هفت سال بيشتر نداشت . بنابر قول ابن حجر او دو سال به آخر خلافت عثمان به دنيا آمد . د . علاوه بر منقطع بودن حديث ، ابو داود آن را از شخصى مجهول كه وى را نام نميبرد نقل ميكند . وى ميگويد : « از هارون برايم حديث گفتند » ، و همين مطلب در بطلان آن كافى است . » افزون بر ايشان سيد صدر الدين صدر با شش وجه به مناقشهى اين روايت پرداخته است ، ايشان مينويسد : « بر اساس قواعد اصول فقه به روايت ابو داود نميتوان استناد نمود : الف . در خود نقل ابو داود اختلاف است ، عقد الدرر آن را از سنن ابى داود نقل ميكند و در آن چنين است : علي ( عليه السلام ) به پسرش حسين نگاه كرد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٥
هامش
( 1 ) . كسى كه براى دريافت احاديث به مناطق مختلف و متعدّد سفر ميكند .
( 2 ) . حديثى كه برخى راويان آن افتاده باشد .