عدل و داد ميكند ، چنانكه از ستم آكنده شده است . » ( 1 ) ابو داود در سنن 4 / 108 چنين آورده : « از ابو اسحاق نقل شده كه علي ( عليه السلام ) - در حالى كه به پسرش ، حسن مينگريست - گفت : اين پسرم سيد است ، چنانكه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ناميد ، و به زودى مردى از نسلش قيام ميكند كه به نام پيامبرتان ناميده ميشود . در اخلاق مانند اوست ، اما خلقت نه - سپس امام سخن از فراگير شدن عدل و داد به ميان آوردند - . » پيروان بنياميه از اين حديثى جعلى شادمان شدند و خود را به نادانى زدند كه خودشان روايت « اميرالمؤمنين به پسرش حسين ( عليهما السلام ) نگاه كرد و . . . » را نقل كردهاند ! مناوى در فيض القدير 6 / 362 به نقل از سمهودى مينويسد : « حسن خلافت را رها كرد و برادرش را هم از آن نهى كرد . او اين مطلب را در شب وفاتش يادآور شد و از باب دلسوزى به برادرش گفت . و روايتى كه او را از نسل حسين معرفى ميكند جدّاً سست و بيپايه است . » ! ابن تيميه در منهاج السنة 4 / 95 مينويسد : « مهدى كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در مورد او خبر داده است ، محمد بن عبدالله نام دارد نه محمد بن حسن و از على روايت شده : او از نسل حسن است نه حسين . » ! ( 2 ) شاگرد وى ابن قيم نيز در المنار المنيف / 151 پندار استادش را اتّخاذ كرده ميافزايد : « اكثر احاديث بر اين دلالت دارد كه مهدى از نسل حسن است ( ! ) اين مطلب سرّ لطيفى دارد و آن اين است كه حسن به خاطر خدا خلافت را رها نمود ، لذا خداوند در نسل او كسى را قرار داد كه به خلافت حق كه عدالت آن زمين را مملو ميسازد ، قيام كند . . . و اين بر خلاف حسين است ، چرا كه او بر خلافت حرص ورزيد ( ! ) و براى رسيدن به آن جنگيد و بدان دست نيافت . » ! ( 3 )
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٤
هامش
( 1 ) . و نيز جامع الاصول 11 / 49 ، عقد الدرر / 23 ، مشكاة المصابيح 3 / 26 ، الفتن ابن كثير 1 / 38 ، الحاوى 2 / 59 ، عون المعبود 11 / 381 ، عقيدة اهل السنة / 16 و . . .
( 2 ) . و نيز ر . ك به 8 / 258
( 3 ) . براى آگاهى بيشتر از خباثت و ناصبيگرى عالمان اموي ، و نيز افترا بستن آنان بر آقاى جوانان اهل بهشت امامحسين ( عليه السلام ) و شادمانى آنان از اين روايت ر . ك به الصواعق المحرقة 2 / 480 ، الحاوى 2 / 85 ، الفتاوى الحديثة / 30 ، عون المعبود 11 / 256 و الفائق 1 / 230