فتنهى موعود شام پيش از ظهور
المصنف عبدالرزاق 11 / 361 از ابن مسيب ميآورد : « فتنهاى در شام خواهد بود كه آغاز آن به بازى كودكان ميماند . از يك سمت شعلهور ميشود و از جانب ديگر فروكش ميكند . به پايان نميرسد تا آنكه منادى ندا دهد : امير فلانى است . راوى گويد : ابن مسيب دستانش را بر هم زد و گفت : او حقّاً امير شماست ، او حقّاً امير شماست . » ( 2 ) مشابه آن را ابنحماد 1 / 338 نقل ميكند و در آن چنين آمده است : « . . . آنان هيچ اجتماع و اتحادى نخواهند داشت تا آنكه منادى از آسمان ندا كند : از فلانى پيروى كنيد ، و دستى آشكار ميشود و اشاره ميكند . . . . مغيرة بن عبدالرحمان از مادرش - كه پير بود - دربارهى فتنهى عبدالله بن زبير [ كه لشكرى از شام براى سركوب آن آمده بود ] پرسيد : آيا مردم در اين فتنه هلاك ميشوند ؟ گفت : هرگز ، فرزندم ! اما بعد از آن فتنهاى است كه مردم در آن هلاك ميشوند و كارشان ثبات نمييابد ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد : از فلانى پيروى كنيد . »