تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

دوازده اماميم كه همگى معصوم و مطهّر هستيم . پيرمرد عرض كرد : آقاى من ! آيا برخى از شما امامان ، از برخى ديگر برترند ؟ فرمودند : نه ، ما در فضل و برتري ، برابريم ، اما بعضى از ما از بعضى اعلم است . ايشان در ادامه فرمودند : اى پيرمرد ! به خدا سوگند ، اگر از دنيا جز يك روز باقى نماند ، خدا آن روز را چنان طولانى كند تا قائم ما اهل‌بيت قيام نمايد . بدانيد كه شيعيان ما در غيبت او گرفتار فتنه و سرگردانى مي‌شوند . در آن وقت خداوند ، مخلصان را در راه هدايتش ثابت قدم مي‌دارد . خدايا ! در اين راه آنان را يارى ده . » ( 1 ) شيخ طوسى در امالى / 161 ماجرايى مشابه را نقل مي‌كند و در ادامه آن آمده است : « آنگاه امام ( عليه السلام ) فرمودند : اى پيرمرد ! تو را از اهالى كوفه نمي‌دانم . عرض كرد : نه [ اهل كوفه نيستم ] ، حضرت فرمودند : اهل كجايي ؟ پاسخ داد : فدايت شوم ، از روستاهاى اطراف آن ، امام ( عليه السلام ) فرمودند : با قبر جدّ مظلومم حسين ( عليه السلام ) چقدر فاصله داري ؟ گفت : نزديك آن هستم ، فرمودند : چقدر آنجا مي‌روي ؟ عرض كرد : بسيار مي‌روم ، فرمودند : اى پيرمرد ! آن ، خونى است كه خداى متعال خونخواهى آن را مي‌كند . به فرزندان فاطمه مصيبتى مانند مصيبت امام‌حسين ( عليه السلام ) نرسيد و نخواهد رسيد . او در ميان هفده تن از اهل‌بيتش كه براى خدا نصيحت و در راه او صبر كردند ، به شهادت رسيد ، پس خداوند به آنان بهترين پاداش صابران را عطا فرمود . وقتى روز قيامت شود ، رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) مي‌آيد ، در حالى كه حسين همراه اوست و دست بر سر دارد و خون از آن مي‌چكد ، پس پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) عرضه مي‌دارد : پروردگارا ! از امتم بپرس چرا فرزندم را كشتند . » كمال الدين 2 / 510 مي‌نويسد : « توقيعى براى عثمان بن سعيد عَمرى و پسرش محمد بن عثمان [ سفيران اول و دوم ] - كه رضوان خدا بر آنان باد - خارج شد كه آن را سعد بن عبدالله چنين روايت كرده است - شيخ ابو عبدالله جعفر گويد : من آن توقيع را كه توسط سعد بن عبدالله ( رحمه الله ) به ثبت رسيده بود ، ديدم : خداوند شما را بر طاعت خود موفّق گرداند ، بر دينش ثابت قدم

هامش
( 1 ) . و نيز ارشاد القلوب / 405