[ راوى از ابن عمرو ، شخصى به نام حارث است كه گويد : ] پرسيدم : طرفين درگيرى مسلمانند ؟ ! گفت : مسلمانند ! دوباره پرسيدم : مسلمانند ؟ ! گفت : مسلمانند ! پرسيدم : پس چرا [ هر دو در آتشاند ] ؟ گفت : زيرا براى دنيا ميجنگند ، نه امر خدا . گفتم : اين فتنه رخ داده است . پرسيد : خدا پدرت را بيامرزد ، چه زماني ؟ گفتم : فتنه قتل عثمان . گفت : سوگند به خدايى كه محمد را به حق برانگيخت ، هرگز ! آن فتنه تمام خانههاى عرب را فرا ميگيرد و چنان ميشود كه شخص كنار قبر ميآيد و ميگويد : كاش به جاى تو بودم . و زمين پر از ستم و بيداد ميشود . گفتم : آنگاه چه خواهد شد ؟ گفت : خدا مردى را برميانگيزد كه زمين را آكنده از عدل و داد خواهد كرد ، چنانكه پر از ظلم و جور شده است و چند سال زندگى ميكند . پرسيدم : چند سال ؟ گفت : اهل كتاب ميپندارند هفت يا نه سال . » ( 1 ) سنن الدانى / 95 از قتاده ميآورد : « نزد مهدى ميآيند ، در حالى كه در خانهاش حضور دارد و مردم در فتنهاى به سر ميبرند كه خونها در آن ريخته ميشود . به او ميگويند : با ما برخيز ، اما وى سر باز ميزند ، تا اينكه وى را به كشتن ميترسانند ، در اين هنگام همراه آنان برميخيزد . در حركت او به اندازهى شاخ حجامت هم خون ريخته نميشود . » ( 2 ) ترسانيدن به قتل كه در اينجا و برخى روايات آمده است ، در احاديث ديگرى تفسير شده است به اينكه ايشان را از اين ميهراسانند كه حقيقت امر ايشان در هنگامى كه لشكريان سفيانى به مكه نزديك شدهاند ، معلوم و آشكار شود ، نه آنكه كسانى كه ميخواهند با آن حضرت بيعت كنند ، ايشان را به قتل تهديد نمايند .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٩٢
هامش
( 1 ) . الجمع بين الصحيحين 3 / 203 آن را از ابوهريره نقل ميكند .
( 2 ) . عقد الدرر / 63 و برخى ديگر ، آن را از سنن الدانى روايت ميكنند .