موعود به حساب آورده است ، و سپس چنين پنداشته كه هاتفى در دشت طوانه آن را گفته است . تنها نقلى كه در اين رابطه قابل توجه است ، آن است كه ابنحماد در الفتن 1 / 51 از عاصم بن ضمره آورده كه حضرت علي ( عليه السلام ) فرمود : « خداوند در اين امت پنج فتنه قرار داده است : ابتدا فتنهاى عام ، بعد فتنهاى خاص ، آنگاه فتنهاى عام ، سپس فتنهاى خاص ، و آنگاه فتنهى سياه و ظلمانى كه مردمان [ در آن ] هم چون چارپايان ميشوند ، سپس آرامشى خواهد بود ، و پس از آن كسانى ميآيند كه به گمراهى دعوت ميكنند . اگر در آن هنگام خليفهاى الهى وجود داشت ، همراه او باش . » المصنف عبدالرزاق 11 / 356 آن را چنين آورده است : « در اين امت پنج فتنه قرار داده شده است : فتنهاى عام ، سپس فتنهاى خاص ، بعد فتنهاى عام ، آنگاه فتنهاى خاص ، و سپس فتنهاى كور ، كر و فراگير كه در آن ، مردمان مانند چارپايان خواهند شد . » ( 1 ) تفسير فتنهى خاص و فتنهى عام در اين روايات دشوار است و از آن دشوارتر ، مشخص كردن زمان آنهاست !
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٧٣
الفتن ابنحماد 1 / 55 در اين باره چنين آورده است : « عبدالله بن مسعود ميگويد : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به ما فرمود : من شما را از هفت فتنه كه پس از من خواهد بود ، برحذر ميدارم : فتنهاى كه از مدينه رو ميآورد ، فتنهاى در مكه ، فتنهاى از يمن ، فتنهاى از سوى شام ، فتنهاى از شرق ، فتنهاى از غرب و فتنهاى كه از دل شام رخ مينمايد كه فتنهى سفيانى است .
ابنمسعود ميگويد : برخى از شما آغاز فتنه را درك ميكنيد و شمارى از امت ، انجام آن را درمييابند .
وليد بن عياش ميگويد : فتنهى مدينه توسط طلحه و زبير به وقوع پيوست ، فتنهى مكه فتنهى عبدالله بن زبير بود ، فتنهى يمن توسط نجدة [ بن عامر حرورى ] واقع شد ، فتنهى
هامش
( 1 ) . و نيز المصنف ابن ابى شيبه 8 / 599 ، المستدرك حاكم 4 / 437 و 504 - و آن را صحيح دانسته - و الملاحم ابن المنادى / 75