شگرد معاويه به شيوهى عباسيان - كه ميكوشيدند احاديث پرچمهاى سياه را بر جنبش خود تطبيق دهند - شباهت دارد . و نيز به تلاش براى تطبيق حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) بر مهديهاى دروغين تيمي ، حسني ، عباسى و فاطمى ميماند . نادرستى كارهاى آنها نيز آسيبى به اصل جريان امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) نميرساند ، گرچه فهم آنان را در اين رابطه دچار مشكل ميكند .
تمام اين تطبيقات باطل است ، چه تطبيق معاويه اين حديث را بر اهل شام ، چه تطبيق عباسيان آن را بر اهل خراسان ، چه تطبيق متوكل آن را بر اهل حديث كه خود آن را بنيان نهاد و به نام مجسِّمهى حنابله شناخته ميشوند ، و نيز تطبيق وارثان متوكل يعنى وهابيت كه محمد بن عبد الوهاب تأسيس كرد ، و نه تطبيق اخوان المسلمين كه حسن البناء بنيان نهاد و نه مقاومت فلسطين در مقابل اسرائيل و يهود و نه . . .
علت اين امر آن است كه اين حديث صريح است در اينكه اين غريبان ، جماعتى هستند كه در هر زمانى وجود دارند ، تا آنكه حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ظهور نمايد و مسيح ( عليه السلام ) فرود آيد ،
و نيز صراحت در اين دارد كه آنان در اقليت هستند و تكذيب كنندگان و دشمنانى دارند . اين اوصاف و نيز احاديثى كه به تفسير اين گروه ميپردازند ، جاى شكى نميگذارد كه مقصود پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) امامان عترت و پيروان آنان هستند ، همان كسانى كه آخرينشان حضرت بقيةالله ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) است ، و اين مطلب از احاديثى كه گذشت روشن شد .
روايات احياگران اسلام
منابع سنيان روايتى را از ابوهريره نقل ميكنند كه راوى آن ابو علقمه گمان ميكند ابوهريره آن را به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نسبت ميدهد .
سنن ابو داود 4 / 109 مينويسد : « ابو علقمه گويد : تا آنجا كه ميدانم ابوهريره از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكند : خداوند در رأس هر صد سال ، كسى را براى امتش برميانگيزد كه دينش را احياء كند . » ( 1 )
هامش
( 1 ) . و نيز المعرفة بيهقى 1 / 137 ، تاريخ بغداد 2 / 59 ، الجامع الصغير 1 / 282 ، المسند الجامع 17 / 843 و صحيح بخارى با شرح كرمانى 1 / 72 .