اينان گويند : قائمى كه اصحاب ظاهر گويند فرزند يازدهمين و هموست كه قيام ميكند ، و مقصود از آن ابليس است ، زيرا خدا ميفرمايد : فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ . إلَّا إبْلِيس ، ( 1 ) پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند ، جز ابليس ، كه به سجده در نيامد ، سپس گفت : لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ، ( 2 ) من هم براى [ فريفتن ] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست . اين آيه ميرساند كه ابليس به هنگام فرمان به سجده ، ايستاده بوده ، و بعد از آن نشسته است ! و مقصود از اينكه قائم قيام ميكند ، همان ايستادهايست كه مأمور به سجده شد و ابا كرد ، يعنى همان ابليس ! شاعر آنها - كه خدا لعنتشان كند - نيز سروده : يا لاعناً للضدّ من عدى ما الضدّ الا ظاهرُ الولي اى كسى كه ضد را نفرين ميكني ، ضد ظاهر ولى است . . . صفوانى گويد : از ابو على بن همام چنين شنيدم : محمد بن على عزاقرى شلمغانى ميگفت : حق يكى است با پوششهايى مختلف ، يك روز در جامهى سفيد است ، روزى در سرخ و روزى هم در زرد ! ابن همام فرمود : اين نخستين سخن او بود كه ناروا شمردم ، زيرا همان سخن پيروان حلول است . جماعتي ، از ابو محمد هارون بن موسي ، از ابو على محمد بن همام برايم گفتند : محمد بن على شلمغاني ، هيچگاه نمايندهى جناب ابو القاسم نبود ، و ايشان او را بر اين سِمت نگماردند . هركه چنين باورى دارد اشتباه ميكند . او تنها فقيهى از فقيهان ما بود ، ولى خلط كرد و كفر و الحاد از او بروز نمود . لذا توقيعى به واسطهى جناب ابو القاسم ، در لعن و بيزارى جستن از وي ، تابعان ، پيروان و هم فكرانش صادر شد . حسين بن ابراهيم ، از احمد بن على بن نوح ، از ابو نصر هبة الله بن محمد بن احمد ، از
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1187
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١١٨٧
هامش
( 1 ) . سورهى حجر / 31 - 30
( 2 ) . سورهى اعراف / 16