خود برنميگرفتند ، و در مسير مصالح مؤمنين مصروف ميداشتند .
اما اينكه ميبينيم در ازمنهى آخرين امامان ( عليهم السلام ) ، اين مسئله بدون اغماض عنوان شده ، حكمتها و فوائدى دارد از جمله آنكه فرهنگ انفاق در ميان شيعيان استوار شود ، ارتباط آنان با امامان ( عليهم السلام ) و وكلايشان حفظ گردد و . . .
كمال الدين 2 / 483 با سندى صحيح نقل ميكند : « اما كسانى كه به اموال ما دست ميبرند ؛ هركس چيزى از آن را حلال بشمارد و مصرف كند ، جز اين نيست كه آتش ميخورد . . .
اما پشيمانى گروهى كه با آنچه به ما رساندند در دين خداى عزوجل دچار ترديد شدند ؛ ما به كسى كه ميخواهد آن را پس گيرد پس داديم ، و نيازى به صلهى كسانى كه شك دارند نداريم . »
شيخ طوسى در غيبت / 172 از امام مهدي ( عليه السلام ) نقل ميكند : « به من خبر رسيده كه جماعتى از شما در اعتقادشان به ترديد افتادهاند و در واليان امور دچار شك و سرگردانى شدهاند ، اين مطلب ما را به خاطر شما - و نه به خاطر خودمان - اندوهگين ساخت ، چرا كه خدا با ماست و هيچ نيازى به غير او نداريم ، حق با ماست لذا كسى كه خود را از ما باز دارد ، موجب هراس ما نخواهد بود ، و ما پرورش يافتگان ربّمان هستيم و پس از آن خلق پرورش يافتگان ما هستند . »
تواتر رؤيت امام ( عليه السلام ) در غيبت ، و تكذيب مدعيان سفارت
پيشتر روايت صحيح كمال الدين 2 / 516 كه آن را از ابو محمد حسن بن احمد مكتب نقل ميكند گذشت : « در سالى كه جناب شيخ على بن محمد سمرى - قدس الله روحه - از دنيا رفت در بغداد بودم . چند روز پيش از وفات حضور ايشان رسيدم كه توقيعى براى مردم بيرون آورد : بسم الله الرحمن الرحيم ، اى على بن محمد سمري ! خداوند پاداش برادرانت را در [ فقدان ] تو بالا بَرد ، زيرا تو از اين زمان تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت ، پس كار خود را سامان ده و به هيچ كس وصيت نكن كه پس از وفات قائم مقام تو شود ، چرا كه غيبت تام واقع شده و ظهور تنها بعد از اذن خداست - كه يادش بلند است - كه پس از طولانى شدن