تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1116

مساهمون:

ص١١١٦
بود ، تا جايى كه ايشان در آخر عمر غذايى نمي‌خوردند مگر آنچه در خانه‌ى جعفر بن احمد بن متيل و پدرش تهيه شده باشد ، بابت اتفاقى كه رخ داده بود . رفقاى ما ترديدى نداشتند كه اگر رخدادى پيش آيد ، اوست كه بابت اين قرب جانشين خواهد شد ، ولى وقتى فوت ابو جعفر فرا رسيد و ابو القاسم اختيار شد ، آنان انكار نكردند ، بلكه با او به مانند ابو جعفر - كه خدايش راضى باشد - همراهى كردند و حضورش مي‌رسيدند . جعفر بن احمد بن متيل هم پيوسته در ميان ياران ابو القاسم و نزد او بود ، همان گونه كه تا دم مرگ با ابو جعفر عمرى بود . پس هركسى بر ابو القاسم ايراد گيرد ، بر ابو جعفر و نيز بر حجت ( عليه السلام ) خرده گرفته است . جماعتي ، از ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه ، از ابو جعفر محمد بن على اسود ( رحمه الله ) نقل مي‌كنند : اموالى را كه در باب الوقف به دست مي‌آمد ، نزد ابو جعفر محمد بن عثمان عمري ( رحمه الله ) مي‌بردم و ايشان دريافت مي‌كرد . دو يا سه سال پيش از وفات ايشان اموالى را بردم ، اما فرمان داد آن را به ابو القاسم روحى - كه خدا از او راضى باشد - بدهم ، من همچنين كردم و از ايشان رسيد نيز خواستم . ايشان درخواست مرا به گِله نزد ابو جعفر برد ، ابو جعفر هم دستور داد ديگر رسيد نخواهم و فرمود : هرچه به دست ابو القاسم برسد به دست من رسيده است . بعد از آن اموال را مي‌بردم و تقاضاى رسيد نمي‌كردم . با همين سند از محمد بن على بن الحسين ، از على بن محمد بن متيل ، از عمويش جعفر بن احمد بن متيل روايت مي‌كند : هنگام وفات ابو جعفر محمد بن عثمان عمري ، كنار سرش نشسته بودم و سؤال مي‌كردم و سخن مي‌گفتم ، ابو القاسم بن روح نيز كنار پاهاى او نشسته بود . ابو جعفر به من رو كرد و فرمود : مأمور شدم تا ابو القاسم حسين بن روح را جانشين قرار دهم . پس ، من از كنار سر ايشان برخاستم ، دست ابو القاسم را گرفته به جاى خود نشاندم ، و خود كنار پاهايش نشستم . ابن نوح گويد : ابوعبد الله حسين بن على بن بابويه قمي ، در ربيع الاول سال سيصد و هفتاد و هشت به بصره آمد ، او برايم گفت : از همسر علويه‌ى صفار و حسين بن احمد بن ادريس