تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1119

مساهمون:

ص١١١٩
[ به جاى ابو عمرو ] عمرى گفتند . » همان / 250 : « محمد بن عثمان بن سعيد عمري : . . . كنيه‌ى ايشان ابو جعفر و كنيه‌ى پدرشان ابو عمرو است و هر دو در خدمت صاحب الزمان ( عليه السلام ) منصب نمايندگى داشتند ، و نزد شيعيان مكانتى عظيم دارند . محمد براى خود قبرى حفر و آن را با ساج آماده كرده بود . . . هنگامى كه وفات سمرى فرا رسيد ، از او خواستند جانشين تعيين كند ، ولى فرمود : خداوند امرى دارد و آن را به انجام مي‌رساند . غيبت دوم همان است كه پس از درگذشت جناب سمرى رخ داد . » آيت الله خوئي ( رحمه الله ) در معجم 12 / 122 : « شيخ طوسى او را در زمره‌ى سفيران ستوده آورده و مي‌ستايد ، و رواياتى چند در مدح و جلالتش نقل مي‌كند . . . » كمال الدين 2 / 504 از جعفر بن محمد بن متيل : « ابو جعفر محمد بن عثمان سمّان معروف به عمرى - كه خدايش راضى باشد - مرا خواند و پارچه‌هايى كوچك و خط دار و كيسه‌اى درهم به من داد و فرمود : نياز است هم اكنون خود به واسط بروي ، و آنچه را به تو سپردم ، به نخستين مردى كه هنگام صعود از كشتى به شط ، با تو برخورد مي‌كند بسپاري . من ناراحت شده با خود گفتم : مثل منى را براى اين كار و با اين شيء خُرد مي‌فرستند ؟ به واسط آمدم و از كشتى بالا رفتم . از نخستين كسى كه برخوردم سراغ حسن بن محمد بن قطاة صيدلانى - وكيل اوقاف واسط - را گرفتم ، او گفت : خودم هستم ، تو كه هستي ؟ گفتم : جعفر بن محمد بن متيل ، او مرا به نام شناخت ، به يكديگر سلام كرديم و در آغوش كشيديم . من گفتم : ابو جعفر عَمرى بر تو سلام رسانده و اين پارچه‌ها و كيسه را به من داده تا به تو بسپارم ، صدا زد : الحمد لله ، محمد بن عبد الله حائرى از دنيا رفته و من براى تهيه‌ى كفن آمده بودم . وى پارچه‌ها را گشود و درون آن هر چه نياز داشت بود ؛ كفن ، پارچه و كافور ، و در كيسه ، هزينه‌ى كرايه‌ى حمّال و حفّار . پس جنازه‌اش را تشييع كرديم و من بازگشتم . » ( 1 )
هامش
( 1 ) . و نيز الخرائج و الجرائح 3 / 1119 ، الثاقب فى المناقب / 261 و اثبات الهداة 3 / 678