همان در روايتى ديگر : « امامى كه در زمان خود ، هنگامى كه مردم از او بيخبرند - به سال دويست و شصت - غائب ميشود ، آنگاه چونان ستارهاى فروزان در ظلمت شب ظاهر ميگردد ، پس اگر آن را دريابى ديدهات روشن گردد . »
كمال الدين 1 / 330 از ام هانى ثقفيه نقل ميكند : « صبح هنگام حضور مولايم محمد بن على الباقر ( عليه السلام ) رسيدم و عرضه داشتم : آقاى من ! آيهاى در كتاب خداى عزوجل از دلم گذشته و مرا به اضطراب آورده و به خاطر آن شب را به بيدارى گذراندهام ، ايشان فرمودند : پس اى ام هاني ! بپرس ، گفتم : آقاى من ! فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ . الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ، فرمودند : اى
ام هاني ! خوب سؤالى كردي ، او كسى است كه پس از اين زمان [ و در آينده ] به دنيا ميآيد ، او مهدى از اين عترت است ، حيرت [ و سرگردانى مردم ] و غيبتى براى او خواهد بود كه اقوامى در آن به گمراهى ميافتند و اقوامى رهنمون ميشوند ، پس خوشا به حالت اگر او را دريابي ، و خوشا به حال آنكه او را دريابد . »
پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) آسمان است و امامان ( عليهم السلام ) برجهاى آسمان
اختصاص / 223 از اصبغ بن نباته از ابن عباس نقل ميكند : « . . . پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) اين آيه را تلاوت كردند : وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ، ( 1 ) سوگند به آسمانِ آكنده ز برج ، و فرمودند : اى پسر عباس ! آيا بر اين باورى كه خداوند كه به آسمانى كه برجها دارد سوگند ميخورد ، مقصودش [ همين ] آسمان و برجهاى آن است ؟ عرض كردم : اى فرستادهى خدا ! پس چيست ؟ فرمودند : اما آسمان منم ، و بروج امامان پس از من ، نخست آنان على و آخرينشان مهدى است . »
وَالْوَتْرِ
مناقب آل ابى طالب ( عليه السلام ) 1 / 281 از جابر از امام باقر ( عليه السلام ) نقل ميكند : « وَالْفَجْرِ . وَلَيَالٍ عَشْرٍ ، ( 2 ) سوگند به سپيدهدم ، و به شبهاى دهگانه ؛ اى جابر ! فجر ، جدّم و شبهاى ده گانه ، امامان
هامش
( 1 ) . سورهى بروج / 1
( 2 ) . سورهى فجر / 2 - 1