و با ظهور است كه دولت ابليس جن و انس پايان ميپذيرد
تأويل الآيات 2 / 734 از امام باقر ( عليه السلام ) روايت ميكند : « ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ، ( 1 ) مرا با آنكه [ او را ] تنها آفريدم واگذار ؛ مقصود از اين آيه ابليس لعين است كه او را تنها و بدون پدر و مادر آفريد . وَجَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَمْدُوداً ، ( 2 ) و دارايى بسيار براى او قرار دادم ؛ يعنى اين دولت را تا روز وقت معلوم - روزى كه قائم قيام ميكند - [ برايش قرار دادم ] . وَبَنِينَ شُهُوداً . وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً . ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ . كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآَيَاتِنَا عَنِيداً ، ( 3 ) و پسرانى آماده [ به خدمت ، دادم ] . و برايش [ عيش خوش ] آماده كردم . باز [ هم ] طمع دارد كه بيفزايم . ولى نه [ چنين نميكنم ] ، زيرا او دشمنِ آيات ما بود ؛ ميفرمايد : با امامان عناد داشت و به غير راه آنان فرا ميخواند ، و مردم را از آنان - كه آيات خدايند - باز ميداشت . » تفسير قمى 2 / 395 از عبدالرحمن بن كثير از امام صادق ( عليه السلام ) ميآورد : « ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ، فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ . ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ، ( 4 ) كُشته بادا ، چگونه [ او ] سنجيد ؟ [ آري ، ] كشته بادا ، چگونه [ او ] سنجيد ؟ ؛ عذابى در پى عذاب ، قائم ( عليه السلام ) او را عذاب ميكند . »
بسان ستارهاي ، غائب و چون ستارهاى درخشان ، آشكار ميشود
كافى 1 / 341 از ام هانى نقل ميكند : « از امام باقر ( عليه السلام ) دربارهى اين آيات سؤال كردم : فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ . الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ، ( 5 ) نه ، نه ! سوگند به اختران پنهان . كه حركت ميكنند و مخفى ميشوند ، فرمودند : امامى كه در سال دويست و شصت غائب ميگردد ، سپس بسان ستارهاى فروزان در شب تاريك آشكار ميشود ، پس اگر زمان او را دريابى ديدهات روشن خواهد شد . »