تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1002

مساهمون:

ص١٠٠٢

كفاية الاثر / 213 از علقمة بن قيس روايت مي‌كند : « اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بر فراز منبر كوفه براى ما خطبه‌ى لؤلؤه را ايراد كردند ، در آخر آن فرمودند : بدانيد ! من نزديك است كوچ كنم و به غيبگاه [ قبر ] روان شوم ، پس منتظر فتنه‌ى اموى و حكومت كسرايي ، ميراندن آنچه خداوند احياء كرده و احياء آنچه او ميرانده ، باشيد ، عبادتگاهتان را در خانه‌هايتان قرار دهيد ، و بر مانند آتش افروخته بر درخت غضا ( 1 ) دندان گيريد ، پس خدا را فراوان ياد كنيد كه ياد او بالاتر است ، اگر مي‌دانستيد . در ادامه فرمودند : شهرى كه زوراء نام دارد ، بين دجله و دجيله و فرات بنا مي‌شود . اگر آن را مي‌ديديد ، با گچ و آجر محكم شده ، با طلا ، نقره ، لاجورد خالص ، مرمر ، درب‌هاى عاج و آبنوس ، خيمه ، گنبد و اسباب مجلّل آراسته‌اند . با ساج ، عرعر ، صنوبر و چوب افراشته‌اند . با كاخ‌ها بالا برده‌اند . پادشاهان بنى شيصبان ( 2 ) - بيست و چهار پادشاه به تعداد سال‌هاى كديد - يكى پس از ديگرى بر آن مستولى خواهند شد . در ميان آنها سفّاح ، مقلاص ، جموع ، خدوع ، مظفّر ، مؤنّث ، نظار ، كبش ، مهتور ، عشار ، مصطلم ، مستصعب ، علام ، رهباني ، خليع ، سيار ، مسرف ، كديد ، اكتب ، مترف ، اكلب ، وشيم ، ظلام و عيوق هستند . گنبدى كبود و با رشته‌اى سرخ [ در آن ] تعبيه مي‌شود . به دنبال آن ، برپادارنده‌ى حق در اقاليم پرده از چهره بر مي‌كشد ، چونان ماه تابان در ميان ستارگان درخشان . آگاه باشيد ! خروج او ده نشانه دارد ؛ اول طلوع ستاره‌اى دنباله دار . . . در آن فتنه و آشوب و شر افروزى خواهد بود و اينها علائم بركت و فزونى است . از هر نشانه‌اى به نشانه‌ى ديگر شگفتى است . پس چون نشانه‌هاى ده گانه پايان يابد ، آن هنگام است كه ماه درخشان از ما آشكار مي‌گردد ، و كلمه‌ى اخلاص خداوند بر توحيد كامل مي‌شود . . .

هامش
( 1 ) . درختى كه چوب بسيار سختى دارد و زمان درازى طول مي‌كشد تا خاموش شود .
( 2 ) . شيصبان نام شيطان است و كنايه از حاكمان بني‌عبّاس مي‌باشد . آنها سى و هفت تن بودند و علّت اينكه در اين روايت سخن از بيست و چهار تن به ميان آمده ، مي‌تواند آن باشد كه حضرت آن حكامى را كه حكومت مستقر داشتند قصد كرده‌اند ، نه همه‌ى آنها را . كديد هم ممكن است كنايه از معتز عباسى باشد كه بيست و چهار سال عمر كرد ، و يا مقتدر كه بيست و چهار سال خلافت داشت ، ر . ك به بحار الانوار 36 / 356 . م