در فصول گذشته بيشتر نشانهها ذكر شد ، و يكى از استوارترين آنها روايت جابر از امام باقر ( عليه السلام ) بود . ( 1 ) برخى در شمارش علامات ظهور و تطبيق آن ، و برخى هم در ردّ آنها و ردّ تطبيقاتشان - هرچند واضح باشد - جانب افراط را گرفتهاند ، و صحيح آن است كه نشانهها بررسى و تحقيق شود ، و تطبيق آن اگر واضح باشد پذيرفته شود .
ائمه ( عليهم السلام ) ، شيعيان را بر اساس آرزومندى و انتظار فرج پرورش ميدهند
الامامة و التبصرة / 93 از على بن مهزيار نقل ميكند : « به امام هادي ( عليه السلام ) نامه نوشتم و دربارهى فرج سؤال كردم ، پاسخ آمد : هنگامى كه صاحبتان از سلطهى ظالمين غائب شد ، منتظر فرج باشيد . » ارشاد / 360 از حسن بن جهم روايت ميكند : « مردى از امام كاظم ( عليه السلام ) دربارهى فرج سؤال كرد ، ايشان فرمودند : ميخواهى برايت مفصل بگويم يا مجمل ؟ او گفت : مجمل ، حضرت فرمودند : هنگامى كه بيرقهاى قيس در مصر ، و بيرقهاى كنده در خراسان به زمين فرود آيد . » ( 2 ) سؤال موجود در اين روايت از فرجى خاص در زمان امام كاظم ( عليه السلام ) است ، يعنى ايامى كه هارون بر شيعيان بسيار سخت ميگرفت ، و نشانهى وارد در آن از ظهور بعيد است ، گرچه برخى پنداشتهاند مقصود از اين فرج ظهور امام مهدي ( عليه السلام ) است .