شرح
مىكنند « 1 » .
ب - دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى : كه اصل تكليف ، مسلّم است امّا مكلّف به مردّد بين دو امرى است كه اجزاء آن به نحوى با يكديگر مرتبط است كه اگر اخلالى به يك جزء ، وارد شود كانّ اصلا آن مركب - مكلّف به - رعايت نشده .
مثال « 2 » : فرض كنيد كه نماز نه جزء يقينى و مسلّم دارد لكن شك داريد كه آيا سوره از اجزاء نماز هست يا نه ، در اين صورت اگر سوره از اجزاء نماز باشد و شما عمدا نسبت به آن اخلال كنيد اصلا مأمور به ، تحقّق پيدا نكرده زيرا اجزاء نماز به يكديگر مرتبط است و اينچنين نيست كه اگر انسان هر جزئى را اتيان كند به همان مقدار مكلّف به ، تحقّق پيدا كند « 3 » . در دوران امر ، بين اقلّ و اكثر ارتباطى هم در دو جهت بحث مىكنيم :
1 - آيا برائت عقلى جارى مىشود يا نه 2 - آيا برائت شرعى جريان پيدا مىكند يا نه ، فعلا بحث ما در جهت اوّل است .
برائت عقلى در اقلّ و اكثر ارتباطى جارى نمىشود
به نظر مصنّف ، همانطور كه در دوران امر بين متباينين علم اجمالى به تكليفهامش
( 1 ) - و ما در ابتداى بحث اشتغال مقدارى دربارهء آن بحث نموديم و گفتيم در اصالة البراءة مىتوان دربارهء آن بحث نمود .
( 2 ) - مثالى كه مطرح مىكنيم در مورد واجب ارتباطى است امّا چهار مثال براى واجب ارتباطى ، حرام ارتباطى ، واجب غير ارتباطى ، حرام غير ارتباطى آوردهايم ، ر . ك ايضاح الكفاية 5 / اوّلين بحث اشتغال -
( 3 ) - به خلاف اقلّ و اكثر استقلالى كه اگر فقط « اقل » را اتيان نمائيم به همان مقدار ، برائت ذمّه پيدا مىكنيم .