و توهّم كون التّكرار عبثا و لعبا بأمر المولى - و هو ينافي قصد الامتثال المعتبر في العبادة - فاسد ؛ لوضوح أنّ التّكرار ربما يكون بداع صحيح عقلائي مع أنّه لو لم يكن بهذا الدّاعي و كان اصل إتيانه بداعي أمر مولاه بلا داع له
شرح
نزد شارع ، مبغوض است و اسلام نيامده كه زندگى مردم را مختل نمايد لذا اگر رعايت احتياط ، سبب اختلال نظام شود از نظر شارع ، هيچگونه حسنى ندارد بنابراين در جميع موارد ، در عبادات ، معاملات ، قبل از فحص ، بعد از فحص ، احتمال حكم واقعى ضعيف يا قوى باشد رعايت احتياط ، خوب است و حتّى در عبادات اگر رعايت احتياط ، مستلزم تكرار باشد « حسن احتياط » محفوظ است .
اينك به ذكر چند مثال مىپردازيم .
1 - در توصليّات و امورى كه قصد قربت در آنها معتبر نيست رعايت احتياط ، خوب است مثلا مىدانيم يكى از دو لباس ما متنجّس شده درعينحال كه مىتوانيم تحقيق نمائيم كه كدام لباس متنجّس شده است هر دو لباس را تطهير مىنمائيم .
2 - در عبادات : الف - گاهى احتياط ، مستلزم تكرار عمل نيست مانند دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى ، مثلا نمىدانيم كه فلان شىء براى نماز جزئيّت دارد يا نه ، يعنى نمىدانيم كه آن شىء واجب است يا مستحب در اين صورت ، چنانچه كسى بخواهد احتياط كند بايد نماز را با آن جزء بخواند و رعايت احتياط ، مستلزم تكرار عمل نيست و داراى « حسن » هم هست . ب - گاهى رعايت احتياط ، مستلزم تكرار عمل است مثلا كسى اجمالا مىداند كه روز جمعه يا نماز ظهر واجب است يا نماز جمعه ، ولى بدنبال تحصيل علم تفصيلى نمىرود - با تمكّن از تحصيل علم تفصيلى - بلكه احتياط مىكند و هر دو نماز را مىخواند درعينحال مىگوئيم رعايت احتياط « حسن » است .