تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شرح
بول ، نجس شده است سپس بيّنه « 1 » قائم شد كه قطره خونى در ظرف « الف » واقع شد در اين صورت اين بيّنه باعث انحلال علم اجمالى قبلى نمىشود زيرا مسئلهء علم اجمالى براساس ملاقات با بول بوده است امّا بيّنه مىگويد قطره « خونى » در ظرف ( الف ) واقع شده و اين ، امر جديد و حادثى است . امّا اگر در همين مثال بيّنه قائم شد كه ظرف « الف » به سبب ملاقات با بول نجس شده بود در اين صورت علم اجمالى ما به سبب وجود بيّنه منحل مىشود زيرا بيّنه ، همان معلوم بالاجمال ما را بيان مىكند و امر حادث و جديدى را مطرح نمىكند تا شما بگوييد علم اجمالى سابق بوده است و بيّنه بعدا قائم شده است . انحلال علم اجمالى براساس سبق و لحوق و تقدّم و تأخّر نيست بلكه بر اين اساس است كه اگر آنچه بعد از علم اجمالى معلوم شود مطلب حادثى باشد باعث انحلال علم اجمالى نمىشود و چنانچه مطلب جديدى نباشد بلكه مربوط به همان معلوم بالاجمال باشد باعث انحلال علم اجمالى مىشود همان‌طور كه در مثال بيان كرديم . در محلّ بحث ، ما علم اجمالى داريم كه تكاليفى در شريعت مقدّس وجود دارد ولى امارات و طرق و اصولى قائم شده است كه همان واجبات و محرّمات را بيان مىكنند . آيا واجبات و محرّماتى را كه امارات و طرق براى شما ثابت مىكنند غير از آن واجبات و محرّماتى است كه در محدودهء علم اجمالى شما بود ؟ خير . آيا طرق و امارات يك مسئلهء جديدى را براى شما ثابت مىكند ؟ خير . لذا مىگوئيم علم اجمالى ما به علم تفصيلى به تكاليف و شكّ بدوى منحل مىشود و در مشكوكات مىتوانيم به اصل برائت تمسّك نمائيم .
هامش
( 1 ) - بيّنه در حكم علم است .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 426 | الشيخ فاضل اللنكراني