فإنه يقال : و إن تم الاستدلال به بضميمتها ، و يحكم بإباحة مجهول الحرمة و اطلاقه ، إلا أنه لا بعنوان أنه مجهول الحرمة شرعا ، بل بعنوان أنه مما لم يرد عنه النهي واقعا [ 1 ] .
لا يقال : نعم ، و لكنه لا يتفاوت فيما هو المهم من الحكم بالإباحة في مجهول الحرمة ، كان بهذا العنوان أو بذاك العنوان [ 2 ] .
شرح
هم استصحاب عدم صدور نهى را جارى مىكنيم و مىگوئيم در مورد شرب تتن نهى صادر و وارد نشده است و كلّ شىء مطلق حتّى . . . را نسبت به شرب تتن جارى مىكنيم و مىگوئيم هنوز شرب تتن مطلق و آزاد است پس روايت مذكور دلالت بر حلّيّت شرب تتن مىكند .
[ 1 ] - جواب : مصنّف مىفرمايند : قبول داريم كه به كمك استصحاب مىتوان گفت كه كلّ شىء مطلق دلالت بر حلّيّت شرب تتن « 1 » مىكند .
امّا ما در اصل برائت مىخواهيم بگوييم كه :
شرب تتن بعنوان اينكه « مجهول الحكم » و « مشكوك الحليّة و الحرمة » است در ظاهر حلّيّت دارد .
امّا شما به كمك استصحاب احراز كرديد شرب تتن بعنوان اينكه اصلا منعى در موردش صادر نشده است حلّيّت دارد .
به عبارت ديگر : اگر از شما سؤال كنند چرا شرب تتن حلال است نمىگوئيد چون مشكوك الحكم است ، بلكه جواب مىدهيد ما به كمك استصحاب ثابت كرديم كه در مورد شرب تتن شارع مقدّس منعى نكرده است .
[ 2 ] - اشكال : شما در برابر اخبارىها مىخواهيد ثابت كنيد كه شرب تتن حلال است و بگوئيد در شبههء تحريميّه و وجوبيّه مىتوان برائت جارى كرد حال چه بعنوان اين
هامش
( 1 ) - دلالت بر اصالة البراءة مىكند .