لا يقال : قد علم به وجوب الاحتياط [ 1 ] .
فإنه يقال : لم يعلم الوجوب أو الحرمة بعد ، فكيف يقع في ضيق الاحتياط من أجله ؟ نعم لو كان الاحتياط واجبا نفسيا كان وقوعهم في ضيقه بعد العلم بوجوبه ، لكنه عرفت أن وجوبه كان طريقيا ، لأجل أن لا يقعوا في مخالفة الواجب أو الحرام احيانا ، فافهم [ 2 ] .
شرح
و مسئلهء تقدّم مطرح نيست .
[ 1 ] - اشكال : مفاد حديث سعه اين است كه مردم تا زمانى كه حكم الهى را نمىدانند در وسعت هستند امّا مستشكل مىگويد دليل احتياط چراغ راه ماست و لذا ما جاهل نمىباشيم تا به حديث سعه تمسّك كنيم لذا دليل احتياط ، بر حديث سعه مقدّم و احتياط واجب است .
[ 2 ] - جواب : اگر دليلى بر احتياط داشته باشيم بر حديث سعه مقدّم نمىباشد زيرا دليل احتياط ما را در مضيقه قرار مىدهد ولى حديث سعه ما را در وسعت و عدم ضيق قرار مىدهد بلكه اين دو دليل با يكديگر معارض مىباشند .
چرا دليل احتياط بر حديث سعه مقدّم نيست ؟
آيا با وجوب احتياط عدم العلم و جهل ما از بين مىرود و ما عالم مىشويم ؟ خير .
فرض كنيد در شرب تتن احتياط واجب است آيا اين وجوب احتياط جهل ما را نسبت به حكم واقعى شرب تتن زائل مىكند ؟ با وجوب احتياط جهل و ترديد ما به حال خود باقى است لذا مىگوئيم حكم واقعى براى ما مجهول است و احتياط ما را در مضيقه قرار مىدهد ، ولى حديث سعه ما را در وسعت قرار مىدهد لذا بين اين دو تعارض هست .
آرى اگر ادلهء احتياط دلالت بر وجوب نفسى احتياط بكند و بگويد در شبههء وجوبيّه و تحريميّه احتياط يك واجب نفسى است مانند ساير واجبات نفسى ، در اين صورت بين حديث سعه و دليل احتياط تعارض نيست زيرا :
حديث سعه مىگويد نسبت به آنچه كه نمىدانيد در سعه هستيد امّا دليل احتياط كه