شرح
نمىتوان به اطلاق كلام او تمسّك كرد .
فرض كنيم مولا به نحو اجمال مىگويد اقيموا الصلاة . آيا مىتوان به اطلاق كلام او تمسّك كرد ؟ خير .
آيهء نفر در مقام بيان چيست ؟
اوّلا آيا غرض اصلى مسئلهء وجوب نفر است ، يا اينكه هدف اصلى او گفتن لعلّهم يحذرون است ؟
واضح است كه آيه در مقام بيان وجوب نفر است و اطلاق را از نظر وجوب نفر مىتوانيم استفاده كنيم و اين ( لعلّهم يحذرون ) نتيجهاى است كه بر نفر مترتّب مىشود و آيه در مقام غايتيّت حذر نيست تا شما بتوانيد به اطلاق آن تمسّك كنيد .
و ثانيا احتمال مىدهيم ، بلكه ادّعا مىكنيم كه و لو در آيه ، انذار مقيّد به علم نشده است امّا مناسبتى در آيه هست كه بايد انذار منذر و اخبار مخبر افادهء علم بكند تا وجوب حذر ثابت شود .
امّا آن مناسبت :فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ. . . يعنى بايد احراز شود كه انذار منذرين مربوط به معالم و معارف دين است پس اگر ما احتمال بدهيم يك منذر و مخبرى دروغ مىگويد و آنچه را بيان مىكند در كتاب و روايت معتبرى نديده است در اين صورت شك مىكنيم كه اصلا انذارش نسبت به ما « تفقّه » هست يا نه و حجّيّت دارد يا نه ؟
بله اگر احراز كرديم كه انذارش نسبت به معالم دين است در اين صورت حذر هم واجب است امّا مدّعاى شما اين بود كه از آيهء نفر استفاده كنيد كه :
انذار مطلقا حجّيّت دارد خواه مستمع بداند كه انذار مربوط به معالم دين است يا نداند بنابراين مىتوانيم بگوئيم كه اصلا سياق اين آيه مقيّد به علم است كأنّ آيه چنين است :