فإن التعبد بثبوتها مع الشك فيها لدى الاخبار بها ليس من عوارضها ، بل من عوارض مشكوكها ، كما لا يخفى [ 1 ] .
مع أنه لازم لما يبحث عنه في المسألة من حجية الخبر ، و المبحوث عنه في المسائل إنما هو الملاك في أنها من المباحث أو من غيره ، لا ما هو لازمه ، كما هو واضح . [ 2 ] .
شرح
راه ديگرى را اختيار كردهاند كه :
آيا قول و فعل و تقرير امام با خبر واحد ثابت مىشود يا اينكه قول و فعل و تقرير امام بايد با تواتر ثابت بشود و يا اينكه قرينهء قطعيّه بايد ضميمهء خبر واحد بشود تا قول و فعل و تقرير معصوم را ثابت كند . هل تثبت قول الامام بخبر الواحد ام لا آيا سنّت ( قول و فعل و تقرير معصوم ) با خبر واحد ثابت مىشود يا نه و اين بحث از عوارض ادلهء اربعه و بحث از عوارض سنّت است . مرحوم مصنّف دو اشكال به ايشان وارد مىكنند .
[ 1 ] - 1 : شما بالاخره مىخواهيد از حجّيّت و دليليّت بحث كنيد .
آيا اين حجّيّت مربوط به قول معصوم است يا اينكه حجّيّت براى روايت زراره است ؟
حجّيّت و اعتبار ، معروض و موضوعش روايت است .
و به تعبير اصطلاحى سنّت حاكيه اتّصاف به اعتبار و عدم اعتبار پيدا مىكند .
اگر كسى قول امام را نقل بكند آيا آن نقل حجّت است يا نه ، اين ربطى به قول امام ندارد و شما شك در حجّيّت قول امام نداريد بلكه شك در حجّيّت خبر زراره داريد و لذا بحث از خبر واحد مىكنيد .
[ 2 ] - 2 : در كتب اصولى به اين نحو بحث نكردهاند كه : آيا سنّت ( قول ، فعل و تقرير معصوم ) با خبر واحد ثابت مىشود يا نه ؟ بلكه گفتهاند : خبر الواحد حجّة ام لا ؟
اين دو لازم و ملزوم هستند و شما جاى ملزوم را با لازم عوض كرديد و روى لازم عنوان اصولى بودن مسئله را درست كرديد .