و كيف كان ، فالمحكي عن السيد و القاضي و ابن زهرة و الطبرسي و ابن إدريس عدم حجية الخبر [ 1 ] .
شرح
در كتب اصول ملزوم را عنوان كرده و بحث نمودهاند و در مسئلهء اصولى بايد ديد به همان نحوى كه مطلبى را مطرح كردهاند ، جزء مسائل علم اصول هست يا نه .
لذا اين راه مرحوم شيخ تمام نيست و راه بهتر اين است كه بگوئيم موضوع علم اصول عنوان عامّى است و ضابطهء مسئلهء اصولى هم همان بود كه ذكر كرديم .
[ 1 ] - همانطور كه قبلا هم گفتيم خبر واحد فى الجملة و با شرائطى حجّت است امّا جماعتى از بزرگان مانند سيّد مرتضى ، قاضى ، ابن زهره ، طبرسى ، و ابن ادريس قائل به عدم حجّيّت خبر واحد شدهاند .
قبلا دو مطلب را تذكّر مىدهيم .
1 - ما كه قائل به حجّيّت خبر واحد هستيم ، هر خبر واحدى را حجّت نمىدانيم بلكه با شرائطى خبر واحد را حجّت مىدانيم كه در ضمن همين مباحث آن شرائط را ذكر خواهيم كرد .
ما خبر واحد را بنحو موجبهء جزئيه حجّت مىدانيم در نتيجه كسى كه مخالف حجّيّت خبر واحد هست بايد بگويد خبر واحد اصلا حجّيّت ندارد زيرا نقيض قضيّهء موجبهء جزئيّه ، يك قضيّهء سالبهء كليّه است .
2 - محل نزاع ، آن خبر واحدى است كه جنبهء اماريّت داشته باشد و محفوف و همراه با قرينهء قطعيّه نباشد چنانچه يك خبر واحد همراه با قرينهء قطعيّه شد از محل نزاع خارج مىشود و در باب قطع داخل مىگردد و جنبهء اماريّت پيدا نمىكند « 1 » .
ما ابتدا ادلهء قائلين به عدم حجّيّت را ذكر مىكنيم .
هامش
( 1 ) - البتّه قطع هم جزء امارات است ولى معمولا به قطع عنوان اماره اطلاق نمىشود .