إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 110
اين جا ما بحث مىكنيم آيا موافقت التزاميّه مىتواند مانع از جريان اصول عمليّه بشود ؟ بگوييم اكنون كه موافقت التزاميه بر شما واجب شد ديگر حق نداريد استصحاب عدم وجوب و استصحاب عدم حرمت جارى كنيد . يا اينكه بگوييد موافقت التزاميّه مانعى ايجاد نمىكند كه ما اصول عمليّه را در اطراف علم اجمالى جارى كنيم . در موافقت التزاميّه شما ملتزم شديد كه من قلبا نسبت به حكم نماز جمعه معتقد و متسلم هستم به آنچه در واقع براى نماز جمعه از نظر حكم ثابت است . يعنى با اينكه دو اصل عملى در ظاهر جريان پيدا كرد ، اين نفى وجوب و نفى حرمت به حسب ظاهر نمىتواند سدّ راه موافقت التزاميّهاى بشود كه مربوط به واقع است . خلاصه : موافقت التزاميّه نمىتواند مانع اجراى اصول در اطراف علم اجمالى شود . آيا اجراى اصول عمليّه در اطراف علم اجمالى مىتواند مانع موافقت التزاميّه شود ؟ موافقت التزاميّه ، مانع جريان اصول عمليّه در اطراف علم اجمالى نشد امّا آيا اجراى اصول عمليّه مىتواند مانع موافقت التزاميّه بشود و گفته شود حال كه اصول عمليّه در اطراف علم اجمالى جارى شد ، مثلا استصحاب عدم وجوب و عدم حرمت نسبت به نماز جمعه جارى گشت ديگر چه لزومى دارد ما ملتزم به « ما هو فى الواقع ثابت » بشويم بلكه التزام به خلاف واقع هم مانعى ندارد . محذور ما در صورتى بود كه اصول عمليّه جارى نشود امّا اكنون كه اصول عمليّه جارى شد شما ديگر از گرفتارى موافقت التزاميّه نجات پيدا مىكنيد . مرحوم آقاى آخوند : اين مستلزم دور است - چون اصول عمليّه اگر بخواهند جريان پيدا كنند از شرايط و خصوصياتش اين است كه ضربهاى به موافقت التزاميّه وارد