تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
شرح
قربت هم مطرح نبود ، نتيجهء آن دو امر ، عباديّت وضو مىباشد . اشكال : مصنّف رحمه اللّه اشكالاتى به بيان مذكور دارند كه در بحث تعبّدى و توصّلى مفصلا بيان كرديم و همان اشكالات در بحث فعلى هم جريان دارد لكن ايشان در بحث فعلى ، اشكال خاصى دارند كه : امر اوّلى كه به ذات وضو - با قطع نظر از قصد قربت - متعلّق شده چگونه امرى هست ؟ مسلّما مىگوئيد ، امر غيرى هست . در پاسخ شما مىگوئيم : امر غيرى به مقدّمه ، تعلّق مىگيرد امّا ذات وضو كه مقدّميّتى براى نماز ندارد بلكه وضوى عبادى ، مقدّمهء صلات هست ، وقتى ذات وضو ، مقدّميّت نداشت ، امر اوّل به چه مناسبت به آن متعلّق شده ؟ اگر بگوئيد : ذات وضو هم مقدّمة المقدمة يا جزء المقدّمه هست ، پاسخ ما اين است كه نمىتوان جزء مقدّمه را مأمور به به امر غيرى دانست زيرا در اين صورت بايد ده‌ها بلكه صدها امر غيرى در مورد وضو ، تصوّر نمود كه مثلا يك امر غيرى ، مربوط به غسل فلان نقطه از دست هست ، يك امر غيرى ، مربوط به يك سانت بالاتر از آن هست ، يك امر غيرى مربوط به قسمتى پائين‌تر از آن مىباشد درحالىكه چنين مطلبى ، واقعيّت ندارد بلكه يك امر غيرى ، مربوط به وضوى عبادى داريم ، پس چگونه مىتوان گفت به وضوى غير عبادى - ذات وضو - امر غيرى ، متعلّق شده و علّت تعلّق امر غيرى به آن چيست ؟ خلاصه : ذات وضو « 1 » نمىتواند متعلّق امر غيرى شود زيرا ملاك امر غيرى در آن نيست .
هامش
( 1 ) - و ذات طهارات ثلاث .