تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
اكنون همين بحث را ادامه مىدهيم تا ببينيم به نظر مصنّف « ره » موضوع له و مستعمل فيه اسماء اشاره و ضمائر چيست ؟ بيان ذلك : در ادبيّات خوانده‌ايم كه مثلا « ذا » يا « هذا » كه يكى از اسماء اشاره است ، براى اشاره به مفرد مذكّر حاضر ، وضع شده و مىدانيم كه مفرد مذكّر حاضر ، « كلّى » نمىباشد بلكه يك موجود مشخّص و متحقّق در خارج است . سؤال : كلام ادباء در اين زمينه چگونه است ؟ جواب : ممكن است گفته شود مستعمل فيه اسماء اشاره هم مانند حروف عام است به اين ترتيب كه : كلمهء هذا - كه يكى از اسماء اشاره است - براى اشاره به كلّى مفرد مذكر ، وضع شده امّا « اشاره » آن را جزئى مىكند زيرا به كلّى كه نمىتوان اشاره كرد مخصوصا اگر اشارهء عمليّه ، همراه آن باشد مثلا گاهى مىخواهيم بگوئيم اين فرد همان كسى است كه فلان عمل را انجام داد ، فلان حادثه را آفريد . مرحوم مصنّف فرموده‌اند چه مانعى دارد كه اسم اشاره ، اقتضاى جزئيّت بكند امّا « هذا » براى خصوص مفرد مذكّر حاضر وضع نشده باشد بلكه براى اشاره به كلّى « المفرد المذكّر » وضع شده باشد منتها انسان وقتى در خارج مىخواهد ، اشاره كند ، آن اشاره ، مفرد مذكّر كلّى را جزئى مىكند و جزئيت مذكور ، جزء معنا نمىباشد . و همچنين در باب ضمائر : بعضى از ضمائر مربوط به فرد يا افراد غائب و بعضى براى مخاطب است . ضمير غائب ، عنوان اشاره دارد شما كه مىگوئيد ضرب هو - زد او - به غائب اشاره مىكنيد كانّ ضمير غائب هم يكى از شئون اسماء اشاره است منتها در اسماء اشاره به حاضر و در ضمير غائب به غائب اشاره مىكنيد . ضمير غائب - هو - هم مانند اسم اشاره - هذا - است در هذا ، اشاره ، سبب جزئيّت مىشد در ضمير غائب هم اشاره موجب