و ثالثة : بأن يكون مما يتشخّص به المأمور به ، بحيث يصدق على المتشخّص به عنوانه ، و ربما يحصل له بسببه مزية أو نقيصة ، و دخل هذا فيه أيضا ، طورا بنحو الشّطريّة و آخر بنحو الشّرطيّة [ 1 ] .
شرح
نمىكند مثلا نماز داراى آثارى است كه بدون طهارت ، آن آثار ، محقّق نمىشود امّا درعينحال ، طهارت از ماهيّت نماز ، خارج است . ما از اينگونه شروط به شرط الماهيّت تعبير مىكنيم .
يادآورى : شرط الماهيّت و يا به عبارت ديگر شرط المأمور به بر سه « 1 » قسم است كه در مباحث آينده به نحو مشروح بيان خواهيم كرد امّا اجمالا عبارتند از :
الف : شرط متقدّم : مانند طهارت براى نماز ، بنابراين كه طهارت ، همان وضوء - غسل يا تيمّم - و افعال خاصه باشد نه حالت نفسانى كه . . .
ب : شرط مقارن : مانند طهارت براى نماز بنابراين كه طهارت ، آن حالت باطنى و نفسانى باشد نه افعال مخصوص .
ج : شرط متأخّر : مانند غسل زن مستحاضه در شب آينده نسبت به صوم روز گذشته مثلا غسل شب شنبه ، شرط صحّت صوم روز جمعه است .
[ 1 ] - 3 : « 2 » گاهى شىء نه در ماهيّت و حقيقت مأمور به دخالت دارد و نه در حصول آن خصوصيّت مأخوذ در مأمور به مدخليّتى دارد بلكه از مشخّصات تحقّق مأمور به در خارج است يعنى مأمور به كه در خارج ، تحقّق پيدا مىكند همراه با تشخّصاتى هست و آن شىء در تشخّص مأمور به دخالت دارد منتها گاهى دخالتش به نحو جزئيّت است كه ما از آن به « جزء الفرد » تعبير مىكنيم و گاهى دخالتش به نحو شرطيّت است كه از آن به « شرط الفرد » تعبير مىشود .
هامش
( 1 ) - فى قوله « كما اذا اخذ شىء مسبوقا او ملحوقا به او مقارنا له متعلقا للامر » .
( 2 ) - شق سوّم به دو قسم تقسيم مىشود .