1 . جواهر الكلام 4 / 144 * 2 . 10 / 150 - 155 ؛ العروة الوثقى 2 / 556 - 557 ؛ مستند العروة ( الصلاة ) 4 / 107 - 116 * 3 . جواهرالكلام 13 / 165 - 170 * 4 . وسائل الشيعة 11 / 391 ؛ جواهرالكلام 18 / 145 * 5 . جواهرالكلام 18 / 273 ؛ مناسك حج ( مراجع ) / 150 .
شيح
- - - ) درمنه
شيخ
شيخ داراى مرحلهاى از سن پس از ميان سالى / استاد راوى حديث ( - - - ) تحمل حديث ) .
در اينكه عنوان شيخ ، به معناى نخست در چه مرحلهاى از سن بر انسان اطلاق مىگردد ، اختلاف است . برخى گفتهاند : آن كه سنش از چهل گذشته باشد . 1 برخى ديگر گفتهاند : مرجع ، لغت و عرف است . ليكن كلمات لغويان در معناى شيخ مختلف است ؛ كسى كه سنش از 46 سال تجاوز كرده باشد ، از پنجاه سالگى تا پايان عمر ، از 51 سالگى تا آخر عمر ، از پنجاه تا هشتاد سالگى . 2 البته نزد عرف عرب به پيرمرد « شيخ » و به پير زن « شيخه » اطلاق مىشود . عنوان ياد شده در بابهاى وقف ، وصيّت و حدود به كار رفته است .
وقف : به تصريح برخى ، چنانچه كسى مالى را براى شيوخ وقف كند ، براى مشخص شدن معناى آن به عرف رجوع مىگردد . 3
وصيّت : كسى كه براى شيوخ به مالى وصيّت كرده ، در اينكه آن مال به افراد بالاى چهل سال داده مىشود يا به عرف و لغت رجوع مىگردد ، اختلاف است . 4 برخى گفتهاند : در صورت مشخص نشدن معناى لغوى و عرفى شيخ و معلوم نبودن مراد وصيّت كننده از لفظ ، وصيّت باطل است . 5
حدود : حدّ زناى مرد و زن آزاد محصن ( - - - ) احصان ) تازيانه و سپس سنگسار است ؛ ليكن برخى ، جمع بين آن دو را به شيخ و شيخه اختصاص داده و در جوان تنها قائل به سنگسار شدهاند .
آيا مراد از شيخ و شيخه مفهوم عرفىآن ؛ يعنى پير مرد و پير زن است يا مفهوم لغوى آن ؟ ظاهر كلمات فقها معناى نخست است ؛ زيرا كسى متعرض معناى اين دو واژه نشده است و در رسالههاى فارسى آن دو را به پير مرد و پيرزن ترجمه كردهاند ؛ 6