برخى ، « وقص » و « شنق » را مرادف دانسته و در شتر و گاو هر دو واژه را به كار بردهاند ؛ چنان كه مترادف بودن دو واژهء ياد شده از كلمات لغويان نيز استفاده مىشود . 2
1 . المبسوط 1 / 191 ؛ الرسائل العشر ( شيخ طوسى ) ( الجمل و العقود ) / 199 ؛ الحدائق الناضرة 12 / 85 * 2 . الحدائق الناضرة 12 / 85 ؛ جواهر الكلام 15 / 89 ؛ جامع المدارك 2 / 19 .
شنوايى
شنوايى قوّهء درك صدا ، از حواس پنج گانه .
از آن در بابهاى طهارت ، قضاء ، قصاص و ديات سخن گفتهاند .
طهارت : از اسباب بطلان وضو ، خواب غالب بر حس بينايى و شنوايى است ؛ به گونهاى كه نبيند و نشنود . 1
قضاء : به قول برخى از شرايط قاضى ، سلامت حس شنوايى او است . 2
قصاص : در ثبوت قصاص در جنايت عمدى بر گوش ، تفاوتى ميان سلامت شنوايى گوش آسيب ديده و معيوب بودن آن نيست ؛ از اين رو ، گوش سالم در برابر گوش كر قصاص مىشود . 3
ديات : بر كسى كه شنوايى ديگرى را از بين برده ، در صورت عمدى بودن آن و امكان قصاص ، قصاص ثابت است ؛ ليكن در صورت عمدى نبودن جنايت يا عدم امكان قصاص ، ديه بر عهدهء او ثابت مىشود ، كه در صورت مطالبهء فرد آسيب ديده ، بايد به او بپردازد . مقدار ديهء از بين رفتن شنوايى يك گوش ، نصف ديهء كامل و دو گوش ، ديهء كامل است . 4
چنانچه اهل خبره بازگشت شنوايى را پس از سپرى شدن مدتى معين ، احتمال دهند ، تا آن مدت صبر مىشود و در صورت باز نگشتن شنوايى ، ديه استقرار مىيابد . 5
هرگاه جانى ادعاى فرد آسيب ديده مبنى بر از بين رفتن حس شنوايى خود را تكذيب كند يا بگويد : نمىدانم ، آسيب ديده از راههاى مختلف ، همچون صداى بلند هنگام غفلت او ، آزمايش مىشود . با ثبوت ادعاى او پس از آزمايش ، ديه به وى پرداخت مىگردد و در صورت عدم ثبوت ، قسامه ( - - - ) قسامه ) جارى و پس از قسامه به نفع او حكم مىشود . 6