چارپايان ديگر كه سُمشان شكاف دار است ، مانند شتر ، گاو ، گوسفند و آهو نمىشود 4 ( - - - ) سرگين ) .
1 . جواهرالكلام 5 / 319 و 36 / 338 * 2 . الكافى فى الفقه / 321 * 3 . جامع المدارك 1 / 32 ؛ مستند الشيعة 1 / 379 - 380 * 4 . جواهر الكلام 2 / 49 - 50 .
سماع
سَماع : شنيدن ( - - - ) شنيدن ) / از راههاىتحمّل حديث ( - - - ) تحمّل حديث ) / غنا ( - - - ) غناء ) .
سمت
- - - ) جهت
سمحاق
سِمْحاق جراحتى كه از گوشت عبور كردهو به پوشش نازك استخوان رسيده است .
سمحاق چهارمين مرحله از مراحل هشت گانهء شجاج ( جراحت سر و صورت ) است ( - - - ) شجاج ) و از آن در باب قصاص و ديات سخن گفتهاند .
در سمحاق قصاص ثابت است . 1 ديهء سمحاق در سر و صورت چهار شتر است . 2
( - - - ) جراحت )
1 . جواهر الكلام 42 / 355 * 2 . 43 / 326 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 594 .
سَمحه و سَهله
- - - ) تَيسير
سمسارى
- - - ) دلالى
سَمعَله
- - - ) تسميع
سمعه
سُمعه انجام دادن كار نيك به انگيزهءشنيدن مردم .
سمعه عبارت است از اينكه انسان عملى نيك همچون اطعام به ديگران و خواندن نماز اول وقت به جماعت در مسجد را نه براى خدا ، كه براى شنيدن مردم و مشهور و عزيز شدن نزد آنان ، انجام دهد . تفاوت سمعه با ريا آن است كه ريا انجام دادن عمل به انگيزهء ديدن مردم مىباشد . 1 از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند .
شرط صحّت عمل عبادى ، اخلاص است ؛ از اين رو ، چنانچه انگيزهء عبادت يا جزء انگيزه ، سمعه باشد ، عمل باطل است ؛ 2 چنان كه ريا هم همين حكم را دارد ( - - - ) ريا ) .