به طور ضمنى مىتواند انديشه يا احساس كسى را بيان كند يا مناسب حالت روحى يا وضعيت ظاهرى او باشد . 1 از احكام آن در پاسخ به استفتائات سخن گفتهاند .
ذكر مصائب اهل بيت عليهم السّلام در قالب زبان حال ، در صورتى كه شنوندگان يا بيشتر آنان بدانند كه آنچه گفته يا ارائه مىشود حكايت حال است نه آنچه رخ داده ، جايز است . البته اگر زبان حال ، زبان حال مصائبى باشد كه اتفاق نيفتاده يا با آنچه اتفاق افتاده و يا با صاحب مصيبت سنخيتى نداشته باشد ، جايز نيست . 2 برخى گفتهاند : در صورتى كه قصد زبان حال گو از آنچه مىگويد بيان حال باشد ، هرچند همه يا بعض شنوندگان ، به زبان حال بودن آن واقف نباشند ، جايز است . 3
1 . فرهنگ بزرگ سخن * 2 . رسائل و مسائل 1 / 245 - 246 ؛ مجمع المسائل 1 / 266 * 3 . صراط النجاة 2 / 443 .
زبرجد
- - - ) زمرّد
زبور
- - - ) كتاب آسمانى
زبّين
زِبّين كسى كه به سبب ادرار يا مدفوعتحت فشار است . 1
عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است .
نماز گزاردن در حالتى كه فرد به سبب ادرار يا مدفوع تحت فشار مىباشد مكروه است . 2 در روايتى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمده است : خداوند نماز چنين فردى را نمىپذيرد . 3
( - - - ) حاقب )
1 . لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « زبن » * 2 . جواهر الكلام 11 / 86 - 93 * 3 . وسائل الشيعة 7 / 252 .
زبيه
زُبْيَه گودالى كه براى شير كنده مىشود ( - - - ) شير ) .
زجر
- - - ) انزجار
زخرف
زُخْرُف طلا ، زينت .
زخرف درلغت به معناى زينت و نيز