ديوانهء ادوارى اختلاف است ؛ ليكن اگر زمان خردمندىاش يك سال به طول انجامد ، جزيه بر او واجب است ، هرچند پس از آن ديوانه گردد . « 17 »
از مستثنيات حرمت غيبت ( - - ) غيبت ) غيبت از ديوانه است ؛ بنابر اين ، ذكر عيوب وى جايز است . « 18 »
ديوانگى از عيوب مجوّز فسخ عقد نكاح است . ديوانگى شوهر موجب ثبوت حقّ فسخ عقد براى همسر او است ؛ خواه قبل از عقد ديوانه بوده و زن نمىدانسته و يا ديوانگى پس از عقد عارض شده باشد ؛ « 19 » ليكن ديوانگى زوجه تنها در صورتى موجب ثبوت حقّ فسخ براى زوج است كه قبل از عقد بوده و زوج به آن جاهل باشد . در عروض ديوانگى براى زن پس از عقد ، بنابر مشهور ، شوهر حقّ فسخ ندارد . در اين صورت تنها مىتواند او را طلاق دهد . « 20 » برخى قدما در خصوص ديوانگى عارض بر زوج پس از عقد گفتهاند : شرط ثبوت خيار فسخ ، آن است كه زوج اوقات نماز را تشخيص ندهد . در غير اين صورت زوجه حقّ خيار فسخ ندارد . « 21 »
از شرايط ذابح ( - - ) ذبح ) و نحر كنندهء حيوان ( - - ) نحر ) عاقل بودن است ؛ از اين رو ، ذبح يا نحر حيوان توسط ديوانه صحيح نيست . « 22 »
در تسرّى احكام لقيط ( - - ) لقيط ) بر ديوانهء گم شده اختلاف است . « 23 »
هرگاه بيّنه ( - - ) بيّنه ) بر ثبوت دينى بر ذمّهء ديوانه شهادت دهد ، در اينكه پذيرش آن منوط به قسم خوردن شهود است يا نه ، اختلاف است . « 24 »
بر زن ديوانه و نيز بنابر مشهور ، مرد ديوانهاى كه مرتكب يكى از محرّمات موجب حد ، مثل زنا شدهاند ، حد جارى نمىشود ؛ « 25 » ليكن حد از ديوانهاى كه در زمان خردمندى مرتكب عمل ياد شده گشته و سپس ديوانه شده ، ساقط نمىگردد . « 26 »
از شرايط ثبوت قصاص ، عاقل بودن جانى است . از اين رو ، قاتل ديوانه قصاص نمىشود ؛ بلكه عاقلهء او ( - - ) عاقله ) ديهء مقتول را مىپردازد . البته اگر قاتل در زمان ارتكاب قتل عاقل بوده و سپس ديوانه شده است ، قصاص مىشود . « 27 »
اگر عاقلى ديوانهاى را بكشد ، قصاص نمىشود ؛ ليكن در صورت عمد يا شبه
هامش
( 17 ) 243 - 244 .
( 18 ) 22 / 70 .
( 19 ) 30 / 318 - 322 ؛ مسالك الافهام 8 / 101 - 102 .
( 20 ) جواهرالكلام 30 / 341 - 342 .
( 21 ) المقنعة / 520 ؛ كتاب السرائر 2 / 611 .
( 22 ) جواهر الكلام 36 / 97 .
( 23 ) 38 / 148 .
( 24 ) 40 / 201 .
( 25 ) مبانى تكملة المنهاج 1 / 170 - 171 .
( 26 ) جواهر الكلام 41 / 342 .
( 27 ) 42 / 177 - 179 .