ثبت ، صدوق ، شيخ ، صالح ، معتقد ، وجه ، عالم ، و غير آن .
الفاظ دلالت كننده بر جرح عبارتند از : ضعيف ، كذّاب ، غالى ، وَضّاع للحديث ( جعل كنندهء حديث ) ، مضطرب ، ساقط ، متروك الحديث ، مخلط و غير آن . « 7 »
چگونگى تدوين و ضبط حديث : نوشتن و ثبت حديث به منظور حفظ آن ، جايز ، بلكه واجب است . لازم است نويسنده ، حديث را به گونهء صحيح ، ضبط كند و حروف و كلمات آن را واضح بنويسد .
سزاوار است نويسنده در آغاز - پس از نام خدا - مشخصات ( نام ، كنيه و نسب ) استادى را كه حديث را از او فراگرفته ، بنويسد . چنان كه مستحب است به حمد و ستايش خداوند با نوشتن « عزّوجلّ » و مانند آن پس از نوشتن نام خدا و نيز نوشتن نام پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام همراه ذكر صلوات و سلام بر آنان و ياد كرد راويان صالح و عالمان دين با ترضىّ ( رضى اللَّه عنه ) يا ترحّم ( رحمه اللَّه ) اهتمام ورزد . « 8 »
( - - ) حديث )
دَرء ؛ قاعده
- - ) قاعدهء درء
دربان
دربان [ حاجب ] : نگهبان در .
عنوان ياد شده به مناسبت در باب قضاء به كار رفته است .
بر قاضى هنگام نشستن بر مسند قضاوت قراردادن دربان براى خود مكروه است ، بلكه مستحب است محلّ قضاوت به گونهاى باشد كه ارباب رجوع به راحتى به قاضى دسترسى داشته باشند . « 1 » البتّه بنابر تصريح برخى اگر گماردن حاجب مانع دسترسى ارباب رجوع به قاضى شود و از اين بابت متضرّر گردند ، حرام خواهد بود . « 2 »
هامش
( 7 ) 192 - 193 .
( 8 ) 193 - 195 .
1 المبسوط 8 / 87 ؛ جواهر الكلام 40 / 79 - 80 .
2 ايضاح الفوائد 4 / 310 ؛ اسس القضاء و الشهادة / 69 .