جايز نيست ؛ ليكن پس از ريزش گل آن و نمايان شدن ميوهاش به صورت يك برداشت يا بيشتر صحيح است . مرجع تشخيص مقدار يك برداشت عرف است ؛ ليكن معاملهء سبزيهايى همچون هويج و شلغم كه ميوهشان در دل زمين است به جهت مجهول بودن بنابر قول گروهى صحيح نيست . « 4 » برخى آن را صحيح دانستهاند . « 5 »
خريد و فروش خضر همچون تره و نعنا كه پس از چيدن دوباره مىرويند پس از رويش به صورت يك چين يا بيشتر صحيح است . « 6 »
بنابر مشهور ، كسى كه درخت ميوه يا خضر در مسير عبورش قرار دارد با شرايطى - از جمله عدم علم يا ظن به نارضايتى صاحبش - مىتواند به قدر متعارف از آن بخورد « 7 » ( - - ) حق مارّه ) .
مساقات : مساقات ( - - ) مساقات ) بر درختان صحيح است ؛ ليكن بر مثل خضر كه در زمين ريشهء ثابت ندارند صحيح نيست . « 8 »
لقطه : چيزى را كه انسان پيدا كرده ، چنانچه از فاسد شدنيها همچون خضر باشد ، مىتواند پس از تعيين قيمت و به ذمّه گرفتن آن در آن تصرّف كند « 9 » ( - - ) لقطه ) .
( - - ) سبزى )
خضوع
خضوع : فروتنى و فرمانبردارى .
هرچند سه واژهء خضوع ، خشوع و تواضع ، در مقابل تكبّر به معناى فروتنى به كار مىروند ؛ ليكن بين آنها تفاوتهاى ظريفى وجود دارد . برخى ، در مقام فرق بين خضوع و خشوع ، اوّلى را به اعضاى بدن و دومى را به قلب اختصاص دادهاند . « 1 » برخى ، خشوع را اعم از خضوع دانسته و گفتهاند : قلمرو خضوع بدن است ؛ ليكن خشوع ، علاوه بر بدن ، صدا ( پايين آوردن صدا ) و نگاه ( به پايين نگريستن ) را در بر مىگيرد . « 2 » برخى ديگر گفتهاند : خشوع بيشتر در پايين آوردن صدا و خضوع در به زير افكندن سر به كار مىرود . « 3 »
هامش
( 4 ) جواهر الكلام 24 / 77 - 79 .
( 5 ) الدروس الشرعية 3 / 238 .
( 6 ) جواهر الكلام 24 / 79 .
( 7 ) 127 - 132 .
( 8 ) 27 / 53 .
( 9 ) مهذّب الاحكام 23 / 329 - 330 .
1 الميزان 1 / 152 .
2 مجمع البحرين / واژهء « خشع » ؛ دعائم الاسلام 1 / 136 .
3 شرح اصول الكافى ( مازندرانى ) 8 / 237 .