حمله دار
حمله دار : سرپرست كاروان حج .
از آن در باب صلات سخن گفتهاند .
حملهدارى كه تمام يا بيشتر سال عهده دار اين كار است در سفر نمازش تمام و روزهاش صحيح است . همچنين بنابر قول بسيارى اگر چند ماه از سال ( مثلًا سه ماه ) بدين كار مشغول باشد ؛ چنان كه در گذشته اين گونه بود و بردن حاجيان به مكّه ماهها طول مىكشيد ؛ ليكن اگر دوران سفر كوتاه ( مثلًا چند هفته ) باشد ، مانند سفرهاى امروزى كه با هواپيما انجام مىگيرد ، بسيارى فتوا به وجوب قصر نماز حمله دار دادهاند . البته منشأ اين اختلاف نظر ، اختلاف در ملاك صدق عنوان « مَن شُغلُهُ السَّفَر » ( كسى كه كارش سفر است ) مىباشد . اگر ملاك در صدق ، استمرار سفر در همه يا بيشتر سال باشد ، نماز حمله دار تنها با تحقق اين شرط تمام خواهد بود ؛ امّا اگر ملاك صدق ، تحقق عنوان عرفى آن باشد ، استمرار سفر در يك فصل از سال نيز كفايت مىكند و حكم به اتمام نماز چنين فردى در طول مدّت سفر مىشود ؛ ليكن بنابر قول به اينكه بلند يا كوتاه بودن مدت سفر تأثيرى در صدق عنوان « مَن شُغلُهُ السَّفَر » ندارد ، بلكه ملاك ، عدم منافات فاصلهء زمانى بين دو سفر با اختيار آن براى شغل و حرفه است ، هرچند سفر كوتاه و فاصله زياد باشد ، اتمام نماز بر حمله دار واجب است ، هرچند سفر او كوتاه باشد . « 1 »
حم مؤمن ؛ سوره
- - ) غافر ؛ سوره
حَمو
- - ) احماء
حُموضَت
- - ) ترشى
حِمى
- - ) قُرُق
حميل
حميل : كافر به اسارت گرفته شده از سرزمين شرك / كودك كافر ، گرفته شده از سرزمين كفر / تحمّل كنندهء غرامت ديگرى ( - - ) حماله ) .
حميل در كلمات گروهى از فقها در معناى نخست به كار رفته است . « 1 » برخى نيز آن را به معناى دوم - كه اخصّ از
هامش
( 1 ) العروة الوثقى 3 / 454 - 455 ؛ مستمسك العروة 8 / 75 - 77 ؛ منهاج الصالحين ( سيد محسن حكيم ) 1 / 345 - 347 .
1 المبسوط 2 / 23 ؛ المهذّب 2 / 165 ؛ الوسيلة / 399 ؛ تذكرة الفقهاء 9 / 169 .